understandably fearful about the future
به طور قابل درک، در مورد آینده نگران و ترسیده
Doctors are understandably cautious about this new treatment.
پزشکان به درستی در مورد این درمان جدید محتاط هستند.
Children are sometimes understandably reluctant to wear glasses that are ugly or uncomfortable.
کودکان گاهی اوقات به درستی نمی خواهند عینک هایی که زشت یا ناراحت کننده هستند را بپوشند.
She was understandably upset after failing the exam.
او پس از شکست در امتحان، به درستی ناراحت بود.
Understandably, he was nervous before the job interview.
قابل درک بود که او قبل از مصاحبه شغلی مضطرب بود.
The team was understandably disappointed after losing the championship.
تیم بعد از باختن در مسابقات قهرمانی، به درستی ناامید بود.
Understandably, she needed some time to process the shocking news.
قابل درک بود که او به کمی زمان برای پردازش این خبر تکان دهنده نیاز داشت.
He was understandably hesitant to trust strangers.
او به درستی در اعتماد به غریبه ها مردد بود.
The delay in the project was understandably frustrating for everyone involved.
تاخیر در پروژه برای همه افراد درگیر، به درستی ناامید کننده بود.
Understandably, she was reluctant to leave her comfort zone.
قابل درک بود که او نمی خواست منطقه امن خود را ترک کند.
They were understandably cautious about investing in the volatile market.
آنها به درستی در مورد سرمایه گذاری در بازار پرنوسان محتاط بودند.
The sudden change in plans was understandably confusing for the team.
تغییر ناگهانی در برنامه ها برای تیم به درستی گیج کننده بود.
Understandably, he was excited about the upcoming vacation.
قابل درک بود که او برای تعطیلات آینده هیجان زده بود.
understandably fearful about the future
به طور قابل درک، در مورد آینده نگران و ترسیده
Doctors are understandably cautious about this new treatment.
پزشکان به درستی در مورد این درمان جدید محتاط هستند.
Children are sometimes understandably reluctant to wear glasses that are ugly or uncomfortable.
کودکان گاهی اوقات به درستی نمی خواهند عینک هایی که زشت یا ناراحت کننده هستند را بپوشند.
She was understandably upset after failing the exam.
او پس از شکست در امتحان، به درستی ناراحت بود.
Understandably, he was nervous before the job interview.
قابل درک بود که او قبل از مصاحبه شغلی مضطرب بود.
The team was understandably disappointed after losing the championship.
تیم بعد از باختن در مسابقات قهرمانی، به درستی ناامید بود.
Understandably, she needed some time to process the shocking news.
قابل درک بود که او به کمی زمان برای پردازش این خبر تکان دهنده نیاز داشت.
He was understandably hesitant to trust strangers.
او به درستی در اعتماد به غریبه ها مردد بود.
The delay in the project was understandably frustrating for everyone involved.
تاخیر در پروژه برای همه افراد درگیر، به درستی ناامید کننده بود.
Understandably, she was reluctant to leave her comfort zone.
قابل درک بود که او نمی خواست منطقه امن خود را ترک کند.
They were understandably cautious about investing in the volatile market.
آنها به درستی در مورد سرمایه گذاری در بازار پرنوسان محتاط بودند.
The sudden change in plans was understandably confusing for the team.
تغییر ناگهانی در برنامه ها برای تیم به درستی گیج کننده بود.
Understandably, he was excited about the upcoming vacation.
قابل درک بود که او برای تعطیلات آینده هیجان زده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید