understates

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈsteɪts/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈsteɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با احتیاط یا تأکید کمتر بیان یا اعلام کردن؛ کمتر از مقدار واقعی گفتن یا گزارش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

understates the facts

حقیقت را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد

understates the issue

مشکل را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد

understates the impact

تاثیر را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد

understates the risks

خطرات را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد

understates the importance

اهمیت را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد

understates the benefits

مزایا را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد

understates the problem

مشکلات را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد

understates the challenges

چالش‌ها را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد

understates the success

موفقیت را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد

understates the value

ارزش را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد

جملات نمونه

the report understates the challenges we face.

گزارش، چالش‌هایی که با آن‌ها روبرو هستیم را دست کم می‌گیرد.

he often understates his achievements.

او اغلب دستاوردهای خود را دست کم می‌گیرد.

the movie understates the impact of the event.

فیلم، تأثیر رویداد را دست کم نشان می‌دهد.

she tends to understates her role in the project.

او معمولاً نقش خود را در پروژه دست کم می‌گیرد.

the teacher understates the importance of homework.

معلم، اهمیت تکالیف را دست کم می‌گیرد.

his comments understates the team's efforts.

اظهارات او، تلاش‌های تیم را دست کم نشان می‌دهد.

the article understates the severity of the issue.

مقاله، شدت مشکل را دست کم نشان می‌دهد.

they often understates the risks involved.

آن‌ها اغلب خطرات احتمالی را دست کم می‌گیرند.

the analysis understates the benefits of the solution.

تحلیل، مزایای راه حل را دست کم نشان می‌دهد.

her speech understates the urgency of climate change.

سخنرانی او، ضرورت مقابله با تغییرات آب و هوایی را دست کم نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید