minimizes

[ایالات متحده]/ˈmɪnɪmaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈmɪnɪmaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاهش به کوچکترین مقدار یا درجه؛ تخمین پایین از ارزش یا اهمیت چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

minimizes risk

کاهش خطر

minimizes costs

کاهش هزینه ها

minimizes waste

کاهش اتلاف

minimizes errors

کاهش خطاها

minimizes impact

کاهش تاثیر

minimizes downtime

کاهش زمان خرابی

minimizes exposure

کاهش قرار گرفتن در معرض

minimizes effort

کاهش تلاش

minimizes noise

کاهش صدا

minimizes conflict

کاهش تعارض

جملات نمونه

the new software minimizes errors in data entry.

نرم‌افزار جدید خطاهای ورود داده را به حداقل می‌رساند.

he always minimizes the impact of his mistakes.

او همیشه تأثیر اشتباهات خود را به حداقل می‌رساند.

this design minimizes waste and maximizes efficiency.

این طراحی اتلاف را به حداقل می‌رساند و کارایی را به حداکثر می‌رساند.

the policy minimizes risks for small businesses.

این سیاست خطرات را برای کسب و کارهای کوچک به حداقل می‌رساند.

she minimizes distractions while studying.

او حواس‌پرتی را در هنگام مطالعه به حداقل می‌رساند.

proper planning minimizes potential problems.

برنامه‌ریزی مناسب مشکلات احتمالی را به حداقل می‌رساند.

the team minimizes costs without sacrificing quality.

تیم هزینه‌ها را بدون کاهش کیفیت به حداقل می‌رساند.

he minimizes his exposure to negative influences.

او قرار گرفتن در معرض تأثیرات منفی را به حداقل می‌رساند.

this approach minimizes the time needed for training.

این رویکرد زمان مورد نیاز برای آموزش را به حداقل می‌رساند.

the upgrade minimizes downtime during maintenance.

به‌روزرسانی زمان خرابی در هنگام نگهداری را به حداقل می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید