undertone

[ایالات متحده]/'ʌndətəʊn/
[بریتانیا]/'ʌndɚton/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حالت کم‌فروغ؛ یک صدای کم؛ یک زیر و بم پایین
احساسات، ویژگی‌ها، معانی و غیره زیرین
n. یک رنگ روشن؛ یک رنگ کمرنگ
روندهای بالقوه در بازار
Word Forms
شکل سوم شخص مفردundertones
جمعundertones

عبارات و ترکیب‌ها

subtle undertone

تناژ ظریف

hidden undertone

تناژ پنهان

جملات نمونه

the sexual undertones of most advertising.

بارزه‌های جنسی بیشتر تبلیغات

though they were speaking in undertones, Percival could hear them.

اگرچه آنها با لحن زیر در حال صحبت بودند، پرسیوال آنها را شنید.

There was an undertone of sadness in her voice.

در صدای او لحنی از غم وجود داشت.

The meeting had an undertone of tension.

جلسه لحنی از تنش داشت.

His words had a subtle undertone of sarcasm.

کلمات او لحنی ظریف از طعنه داشت.

The painting had an undertone of mystery.

نقاشی لحنی از رمز و راز داشت.

There was an undertone of excitement in the crowd.

در میان جمعیت لحنی از هیجان وجود داشت.

Her smile had an undertone of mischief.

لبخند او لحنی از شیطنت داشت.

The book had an undertone of nostalgia.

کتاب لحنی از دلتنگی داشت.

The movie had an undertone of suspense throughout.

در طول فیلم لحنی از تعلیق وجود داشت.

The speech had an undertone of hope and optimism.

سخنرانی لحنی از امید و خوش‌بینی داشت.

There was an undertone of disappointment in his expression.

در چهره او لحنی از ناامیدی وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید