unearths

[ایالات متحده]/ʌnˈɜːθs/
[بریتانیا]/ʌnˈɜrθs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را بیرون آوردن یا کشف کردن؛ جستجو کردن و چیزی را آشکار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unearths new insights

کشف بینش‌های جدید

unearths hidden treasures

کشف گنج‌های پنهان

unearths ancient artifacts

کشف آثار باستانی

unearths buried secrets

کشف رازهای مدفون‌شده

unearths lost knowledge

کشف دانش گمشده

unearths new evidence

کشف شواهد جدید

unearths forgotten history

کشف تاریخ فراموش‌شده

unearths unique stories

کشف داستان‌های منحصر به فرد

unearths valuable data

کشف داده‌های ارزشمند

unearths scientific truths

کشف حقایق علمی

جملات نمونه

the archaeologist unearths ancient artifacts.

باستان‌شناس مصنوعات باستانی را کشف می‌کند.

the investigation unearths new evidence.

تحقیقات شواهد جدیدی را کشف می‌کند.

the documentary unearths hidden truths about history.

مستند حقایق پنهان درباره تاریخ را آشکار می‌کند.

the team unearths a long-lost treasure.

تیم گنجی گمشده را کشف می‌کند.

she unearths secrets from her family's past.

او رازهایی از گذشته خانواده‌اش را کشف می‌کند.

the research unearths significant findings in medicine.

تحقیقات یافته‌های مهمی در پزشکی را کشف می‌کند.

the explorer unearths fossils in the remote area.

کاوشگر بقایای فسیلی را در منطقه دورافتاده کشف می‌کند.

the journalist unearths corruption in the government.

روزنامه‌نگار فساد در دولت را کشف می‌کند.

the excavation unearths a burial site.

گودبرداری یک مکان دفن را کشف می‌کند.

the scientist unearths a new species of plant.

دانشمند یک گونه جدید گیاه را کشف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید