is unenactable
غیر قابل اجرا است
would be unenactable
غیر قابل اجرا خواهد بود
remains unenactable
همچنان غیر قابل اجرا میماند
proven unenactable
ثابت شده غیر قابل اجرا است
seems unenactable
به نظر میرسد غیر قابل اجرا باشد
becomes unenactable
غیر قابل اجرا میشود
appeared unenactable
به نظر میرسد غیر قابل اجرا باشد
being unenactable
در حال بودن غیر قابل اجرا
rendered unenactable
به غیر قابل اجرا تبدیل شده است
considered unenactable
به عنوان غیر قابل اجرا در نظر گرفته شده است
the proposed legislation proved unenactable due to constitutional concerns.
طرح قانونی پیشنهادی به دلیل نگرانیهای قانون اساسی قابل اجرای نبود.
several sections of the bill appeared unenactable from the start.
چند بخش از قانون از ابتدا قابل اجرای نبود.
the city council declared the zoning regulation unenactable.
شورای شهر قانون تقسیمبندی را قابل اجرای نبود اعلام کرد.
parliament deemed the amendment politically unenactable.
پارلمان اصلاحات را از نظر سیاسی قابل اجرای نبود دانست.
environmental groups argued the policy was practically unenactable.
گروههای محیط زیست معتقدند که این سیاست در عمل قابل اجرای نبود.
the supreme court ruled the statute unenactable.
دیوان عدالت عالی قانون را قابل اجرای نبود اعلام کرد.
analysts considered the economic reform technically unenactable.
تحلیلگران اصلاحات اقتصادی را از نظر فنی قابل اجرای نبود دانستند.
the administration made the measure unenactable through budget cuts.
اداره این اقدام را از طریق کاهش بودجه قابل اجرای نبود کرد.
opposition leaders called the bill unenactable.
رهبران مخالفت قانون را قابل اجرای نبود نامیدند.
constitutional lawyers warned the provision might be unenactable.
دادستانهای قانون اساسی هشدار دادند که این ماده ممکن است قابل اجرای نباشد.
the union declared the new rules unenactable.
اتحادیه قوانین جدید را قابل اجرای نبود اعلام کرد.
jurists found the legislation unenactable on procedural grounds.
حقوقدانان قانون را به دلیل اشکالات روشی قابل اجرای نبود یافتند.
the committee rendered the proposal unenactable by rejecting key amendments.
کمیته پیشنهاد را قابل اجرای نبود کرد با رد اصلاحات کلیدی.
economists deemed the tariff plan commercially unenactable.
اقتصاددانها این طرح مالیات را از نظر تجاری قابل اجرای نبود دانستند.
is unenactable
غیر قابل اجرا است
would be unenactable
غیر قابل اجرا خواهد بود
remains unenactable
همچنان غیر قابل اجرا میماند
proven unenactable
ثابت شده غیر قابل اجرا است
seems unenactable
به نظر میرسد غیر قابل اجرا باشد
becomes unenactable
غیر قابل اجرا میشود
appeared unenactable
به نظر میرسد غیر قابل اجرا باشد
being unenactable
در حال بودن غیر قابل اجرا
rendered unenactable
به غیر قابل اجرا تبدیل شده است
considered unenactable
به عنوان غیر قابل اجرا در نظر گرفته شده است
the proposed legislation proved unenactable due to constitutional concerns.
طرح قانونی پیشنهادی به دلیل نگرانیهای قانون اساسی قابل اجرای نبود.
several sections of the bill appeared unenactable from the start.
چند بخش از قانون از ابتدا قابل اجرای نبود.
the city council declared the zoning regulation unenactable.
شورای شهر قانون تقسیمبندی را قابل اجرای نبود اعلام کرد.
parliament deemed the amendment politically unenactable.
پارلمان اصلاحات را از نظر سیاسی قابل اجرای نبود دانست.
environmental groups argued the policy was practically unenactable.
گروههای محیط زیست معتقدند که این سیاست در عمل قابل اجرای نبود.
the supreme court ruled the statute unenactable.
دیوان عدالت عالی قانون را قابل اجرای نبود اعلام کرد.
analysts considered the economic reform technically unenactable.
تحلیلگران اصلاحات اقتصادی را از نظر فنی قابل اجرای نبود دانستند.
the administration made the measure unenactable through budget cuts.
اداره این اقدام را از طریق کاهش بودجه قابل اجرای نبود کرد.
opposition leaders called the bill unenactable.
رهبران مخالفت قانون را قابل اجرای نبود نامیدند.
constitutional lawyers warned the provision might be unenactable.
دادستانهای قانون اساسی هشدار دادند که این ماده ممکن است قابل اجرای نباشد.
the union declared the new rules unenactable.
اتحادیه قوانین جدید را قابل اجرای نبود اعلام کرد.
jurists found the legislation unenactable on procedural grounds.
حقوقدانان قانون را به دلیل اشکالات روشی قابل اجرای نبود یافتند.
the committee rendered the proposal unenactable by rejecting key amendments.
کمیته پیشنهاد را قابل اجرای نبود کرد با رد اصلاحات کلیدی.
economists deemed the tariff plan commercially unenactable.
اقتصاددانها این طرح مالیات را از نظر تجاری قابل اجرای نبود دانستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید