unenclosed

[ایالات متحده]/ʌnɪnˈkləʊzd/
[بریتانیا]/ʌnɪnˈkloʊzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون مرز; در داخل یک صومعه محدود نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unenclosed space

فضای باز

unenclosed area

منطقه بدون حصار

unenclosed land

زمین بدون حصار

unenclosed structure

ساختار بدون حصار

unenclosed environment

محیط بدون حصار

unenclosed yard

حیاط بدون حصار

unenclosed garden

باغ بدون حصار

unenclosed facility

امکانات بدون حصار

unenclosed field

زمین بدون حصار

unenclosed property

ملک بدون حصار

جملات نمونه

the garden features an unenclosed area for children to play.

باغ دارای فضایی بدون حصار برای بازی کودکان است.

they prefer unenclosed spaces for their outdoor activities.

آنها ترجیح می دهند فضاهای بدون حصار برای فعالیت های فضای باز خود داشته باشند.

unenclosed parking lots can sometimes be risky.

پارکینگ های بدون حصار گاهی اوقات می توانند خطرناک باشند.

we enjoyed a picnic in the unenclosed park.

ما از پیک نیک در پارک بدون حصار لذت بردیم.

the design includes an unenclosed balcony for fresh air.

طراحی شامل یک بالکن بدون حصار برای هوای تازه است.

unenclosed storage areas can lead to weather damage.

فضاهای ذخیره سازی بدون حصار می تواند منجر به آسیب آب و هوا شود.

they built an unenclosed deck for outdoor gatherings.

آنها یک عرشه بدون حصار برای گردهمایی های فضای باز ساختند.

unenclosed spaces often provide a sense of freedom.

فضاهای بدون حصار اغلب احساس آزادی می دهند.

the property has an unenclosed backyard that is great for pets.

این ملک دارای یک حیاط پشتی بدون حصار است که برای حیوانات خانگی عالی است.

unenclosed areas are often more inviting for wildlife.

مناطق بدون حصار اغلب برای حیات وحش جذاب تر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید