uncontained

[ایالات متحده]/[ʌnˈkɒntend]/
[بریتانیا]/[ʌnˈkɒntend]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.غير محدود؛ غير كنترلي؛ بي بند و بار.؛ غير محصور يا نگذاشته در مرزها.
v.(از احساسات يا رفتار) نتوانند از جلوگيري يا كنترل جلو بيروند.

عبارات و ترکیب‌ها

uncontained joy

Persian_translation

uncontained outburst

Persian_translation

uncontained mess

Persian_translation

uncontained anger

Persian_translation

uncontained enthusiasm

Persian_translation

uncontained flow

Persian_translation

uncontained spill

Persian_translation

uncontained reaction

Persian_translation

uncontained energy

Persian_translation

uncontained tears

Persian_translation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید