unenvious

[ایالات متحده]/ʌnˈɛnviəs/
[بریتانیا]/ʌnˈɛnviəs/

ترجمه

adj. حسادت نکردن یا نشان ندادن حسادت؛ نه خسیس یا کینه‌توز؛ نه بدخواه؛ سخاوتمند یا نه خسیس

عبارات و ترکیب‌ها

unenvious attitude

نگاه غیرمتنفع

unenvious perspective

دیدگاه غیرمتنفع

unenvious nature

طبع غیرمتنفع

unenvious spirit

روحیه غیرمتنفع

unenvious outlook

نگرش غیرمتنفع

unenvious comparison

مقایسه غیرمتنفع

unenvious friend

دوست غیرمتنفع

unenvious heart

قلب غیرمتنفع

unenvious mindset

ذهن غیرمتنفع

unenvious life

زندگی غیرمتنفع

جملات نمونه

she is unenvious of her friend's success.

او نسبت به موفقیت دوستش حسادت نمیکند.

being unenvious can lead to healthier relationships.

بی‌حسادت بودن می‌تواند منجر به روابط سالم‌تر شود.

he remained unenvious despite his colleague's promotion.

او با وجود ارتقای همکارش بی‌حسادت باقی ماند.

it's important to be unenvious in a competitive environment.

در یک محیط رقابتی، بی‌حسادت بودن مهم است.

she showed an unenvious attitude towards her peers.

او نگرشی بی‌حسادت نسبت به همسالان خود نشان داد.

being unenvious can enhance your own achievements.

بی‌حسادت بودن می‌تواند دستاورد‌های شما را افزایش دهد.

he was always unenvious of others' talents.

او همیشه نسبت به استعدادهای دیگران بی‌حسادت بود.

an unenvious mindset fosters collaboration.

یک نگرش بی‌حسادت باعث ایجاد همکاری می‌شود.

she admired her friend's skills without being unenvious.

او بدون اینکه بی‌حسادت باشد، از مهارت‌های دوستش تحسین کرد.

to be unenvious is to appreciate others' success.

بی‌حسادت بودن به معنای قدردانی از موفقیت دیگران است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید