unenvious attitude
نگاه غیرمتنفع
unenvious perspective
دیدگاه غیرمتنفع
unenvious nature
طبع غیرمتنفع
unenvious spirit
روحیه غیرمتنفع
unenvious outlook
نگرش غیرمتنفع
unenvious comparison
مقایسه غیرمتنفع
unenvious friend
دوست غیرمتنفع
unenvious heart
قلب غیرمتنفع
unenvious mindset
ذهن غیرمتنفع
unenvious life
زندگی غیرمتنفع
she is unenvious of her friend's success.
او نسبت به موفقیت دوستش حسادت نمیکند.
being unenvious can lead to healthier relationships.
بیحسادت بودن میتواند منجر به روابط سالمتر شود.
he remained unenvious despite his colleague's promotion.
او با وجود ارتقای همکارش بیحسادت باقی ماند.
it's important to be unenvious in a competitive environment.
در یک محیط رقابتی، بیحسادت بودن مهم است.
she showed an unenvious attitude towards her peers.
او نگرشی بیحسادت نسبت به همسالان خود نشان داد.
being unenvious can enhance your own achievements.
بیحسادت بودن میتواند دستاوردهای شما را افزایش دهد.
he was always unenvious of others' talents.
او همیشه نسبت به استعدادهای دیگران بیحسادت بود.
an unenvious mindset fosters collaboration.
یک نگرش بیحسادت باعث ایجاد همکاری میشود.
she admired her friend's skills without being unenvious.
او بدون اینکه بیحسادت باشد، از مهارتهای دوستش تحسین کرد.
to be unenvious is to appreciate others' success.
بیحسادت بودن به معنای قدردانی از موفقیت دیگران است.
unenvious attitude
نگاه غیرمتنفع
unenvious perspective
دیدگاه غیرمتنفع
unenvious nature
طبع غیرمتنفع
unenvious spirit
روحیه غیرمتنفع
unenvious outlook
نگرش غیرمتنفع
unenvious comparison
مقایسه غیرمتنفع
unenvious friend
دوست غیرمتنفع
unenvious heart
قلب غیرمتنفع
unenvious mindset
ذهن غیرمتنفع
unenvious life
زندگی غیرمتنفع
she is unenvious of her friend's success.
او نسبت به موفقیت دوستش حسادت نمیکند.
being unenvious can lead to healthier relationships.
بیحسادت بودن میتواند منجر به روابط سالمتر شود.
he remained unenvious despite his colleague's promotion.
او با وجود ارتقای همکارش بیحسادت باقی ماند.
it's important to be unenvious in a competitive environment.
در یک محیط رقابتی، بیحسادت بودن مهم است.
she showed an unenvious attitude towards her peers.
او نگرشی بیحسادت نسبت به همسالان خود نشان داد.
being unenvious can enhance your own achievements.
بیحسادت بودن میتواند دستاوردهای شما را افزایش دهد.
he was always unenvious of others' talents.
او همیشه نسبت به استعدادهای دیگران بیحسادت بود.
an unenvious mindset fosters collaboration.
یک نگرش بیحسادت باعث ایجاد همکاری میشود.
she admired her friend's skills without being unenvious.
او بدون اینکه بیحسادت باشد، از مهارتهای دوستش تحسین کرد.
to be unenvious is to appreciate others' success.
بیحسادت بودن به معنای قدردانی از موفقیت دیگران است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید