very pleased
بسیار خرسند
pleased with oneself
خوشحال از خود
pleased with
خوشحال از
We are pleased with the house.
ما از خانه راضی هستیم.
was pleased by their success;
او از موفقیت آنها خرسند بود.
It pleased him to remain.
این باعث خوشحالی او شد که بماند.
This appellation pleased him.
این نامگذاری باعث خوشحالی او شد.
The new flavour pleased his palate.
طعم جدید، ذائقهاش را خوشحال کرد.
We’re only too pleased to help.
ما از کمک کردن بسیار خوشحالیم.
He was looking very pleased with himself.
او بسیار خوشحال و از خود راضی به نظر میرسید.
frankly, I was pleased to leave.
صادقانه، خوشحال بودم که رفتم.
both girls were pleased with their new hairstyles.
هر دو دختر از مدل موی جدیدشان راضی بودند.
we will be pleased to provide an independent appraisal.
ما از ارائه یک ارزیابی مستقل خرسند خواهیم بود.
he was pleased by the shower of awards.
او از بارش جوایز خرسند بود.
He is very pleased with the progress we are making.
او از پیشرفتی که ما انجام میدهیم بسیار راضی است.
We are very pleased with her decision.
ما از تصمیم او بسیار راضی هستیم.
I was pleased by one of my troves.
من از یکی از گنجهایم راضی بودم.
His disposal of the difficulty pleased everybody.
دفع مشکل توسط او همه را خوشحال کرد.
Your visit pleased her no end.
بازدید شما باعث خوشحالی او شد.
She was only too pleased to help.
او از کمک کردن بسیار خوشحال بود.
very pleased
بسیار خرسند
pleased with oneself
خوشحال از خود
pleased with
خوشحال از
We are pleased with the house.
ما از خانه راضی هستیم.
was pleased by their success;
او از موفقیت آنها خرسند بود.
It pleased him to remain.
این باعث خوشحالی او شد که بماند.
This appellation pleased him.
این نامگذاری باعث خوشحالی او شد.
The new flavour pleased his palate.
طعم جدید، ذائقهاش را خوشحال کرد.
We’re only too pleased to help.
ما از کمک کردن بسیار خوشحالیم.
He was looking very pleased with himself.
او بسیار خوشحال و از خود راضی به نظر میرسید.
frankly, I was pleased to leave.
صادقانه، خوشحال بودم که رفتم.
both girls were pleased with their new hairstyles.
هر دو دختر از مدل موی جدیدشان راضی بودند.
we will be pleased to provide an independent appraisal.
ما از ارائه یک ارزیابی مستقل خرسند خواهیم بود.
he was pleased by the shower of awards.
او از بارش جوایز خرسند بود.
He is very pleased with the progress we are making.
او از پیشرفتی که ما انجام میدهیم بسیار راضی است.
We are very pleased with her decision.
ما از تصمیم او بسیار راضی هستیم.
I was pleased by one of my troves.
من از یکی از گنجهایم راضی بودم.
His disposal of the difficulty pleased everybody.
دفع مشکل توسط او همه را خوشحال کرد.
Your visit pleased her no end.
بازدید شما باعث خوشحالی او شد.
She was only too pleased to help.
او از کمک کردن بسیار خوشحال بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید