unfailing

[ایالات متحده]/ʌnˈfeɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈfeɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ابدی؛ بی‌نهایت؛ قابل اعتماد؛ مطمئن

جملات نمونه

she sings with unfailing musicality.

او با موسیقی‌دانی بی‌عیب آواز می‌خواند.

his unfailing memory for names.

حافظه بی‌نقص او برای نام‌ها.

an unfailing source of good stories.

منبع بی‌عیب داستان‌های خوب.

under the unfailing aegis of law

تحت حمایت قانون که همواره پایدار است

his mother had always been an unfailing source of reassurance.

مادرش همیشه منبع بی‌عیب اطمینان بوده است.

It's so gloomily .I don't know why that excruciate of consuetude is passed next era to passed and unfailing .

خیلی تاریک و دلگیر است. نمی‌دانم چرا آن شکنجه عادت از نسل بعدی به نسل بعدی و بی‌عیب گذشته است.

نمونه‌های واقعی

Refuge unfailing in which conflict tempered silenced reconciled.

پناهگاه استوار در کشوری که درگیری‌ها آرام شده و آشتی برقرار شده است.

منبع: The Sound and the Fury

Anthony's unfailing appreciation made her happier in his company than in any one's else.

قدردانی بی‌امان آنتونی باعث شد که او از بودن در کنارش بیشتر از بودن در کنار هیچ کس دیگری خوشحال باشد.

منبع: Beauty and Destruction (Part 2)

Many claim to have unfailing love, but a faithful person who can find?

بسیاری ادعا می‌کنند که عشق بی‌امانی دارند، اما چه کسی می‌تواند یک فرد وفادار را پیدا کند؟

منبع: 20 Proverbs Soundtrack Bible Theater Version - NIV

His undulated and uneven actions proved that he wasn't an unfailing person.

رفتار موجدار و نابرابر او ثابت کرد که او یک فرد استوار نیست.

منبع: Pan Pan

Though he brings grief, he will show compassion, so great is his unfailing love.

اگرچه او غم می‌آورد، اما او شفقت نشان خواهد داد، زیرا عشق او تا چه حد استوار است.

منبع: 25 Lamentations Musical Bible Theater Version - NIV

May your unfailing love be my comfort, according to your promise to your servant.

عشق بی‌امان شما آسایش من باشد، طبق وعده شما به خادم.

منبع: 19 Psalms Musical Bible Theater Version - NIV

He has the unfailing quiver of the gods, but the shafts in them are of the demons.

او تیردان بی‌امان خدایان را دارد، اما تیرهای آن از شیاطین هستند.

منبع: Family and the World (Part 2)

In your unfailing love preserve my life, that I may obey the statutes of your mouth.

در عشق بی‌امان خود، جان من را حفظ کن تا بتوانم فراماسیس دهان شما را اطاعت کنم.

منبع: 19 Psalms Musical Bible Theater Version - NIV

There is always happiness when there is an unfailing mutual support between two persons in love.

همیشه خوشحالی وجود دارد وقتی دو نفر عاشق در عشق از حمایت متقابل بی‌امانی برخوردار هستند.

منبع: National English Level 3

The correspondence flourished famously, and letters flew to and fro with unfailing regularity all through the early spring.

ملاقات به طور مشهوری شکوفا شد و نامه‌ها با نظم بی‌امان در طول اوایل بهار به طور مداوم رفت و آمد می‌کردند.

منبع: "Little Women" original version

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید