infallible

[ایالات متحده]/ɪn'fælɪb(ə)l/
[بریتانیا]/ɪn'fæləbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناتوان در ارتکاب اشتباه، بی‌نقص یا کاملاً قابل اعتماد

عبارات و ترکیب‌ها

infallible logic

منطق شکست‌ناپذیر

infallible proof

اثبات شکست‌ناپذیر

جملات نمونه

an infallible guide; an infallible source of information.

یک راهنمای بی‌نقص؛ یک منبع اطلاعاتی بی‌نقص.

an infallible antidote; an infallible rule.

یک درمان عالی؛ یک قانون عالی.

infallible results of war

نتایج غیرقابل اجتناب جنگ

for an encyclical to be infallible the Pope must speak ex cathedra.

برای اینکه یک فرماندهی پاپ بی‌نقص باشد، پاپ باید از صندلی کاتدرا سخن بگوید.

a kind of sibylline book with ready and infallible answers to questions

نوعی کتاب پیشگویی با پاسخ‌های آماده و غیرقابل انکار به سؤالات

People’s faith in the Emperor was based on the myth that he was infallible.

اعتماد مردم به امپراتور بر اساس این تصور بود که او غیرقابل خطا بود.

No mathematician is infallible;he may make mistakes,but he must not hedge.

هیچ ریاضیدانی غیرقابل خطا نیست؛ ممکن است اشتباه کند، اما نباید از پاسخ دادن طفره برود.

pronouncement; mantic powers; a kind of sibylline book with ready and infallible answers to questions.

اعلام نظر؛ قدرت‌های پیشگویی؛ نوعی کتاب پیشگویی با پاسخ‌های آماده و غیرقابل انکار به سؤالات.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید