unfairly

[ایالات متحده]/ʌn'fɛəli/
[بریتانیا]/ʌnˈf ɛrlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز ناعادلانه یا نادرست؛ به طرز غیرمنصفانه یا ناعادلانه.

عبارات و ترکیب‌ها

treated unfairly

به ناحق مورد تبعیض قرار گرفتن

جملات نمونه

The interest of usury is unfairly high.

بهره‌کشی با نرخ بهره غیرمنصفانه بسیار زیاد است.

the awful events would unfairly stain the city's reputation.

وقایع وحشتناک به طور ناعادلانه باعث لکه‌دار شدن شهرت شهر می‌شوند.

an industrial tribunal ruled that he was unfairly dismissed.

دادگاه صنعتی حکم کرد که او به طور ناعادلانه اخراج شده است.

Workers who have been unfairly dismissed may claim compensation.

کارگرانی که به طور ناعادلانه اخراج شده اند ممکن است غرامت مطالبه کنند.

old men are often unfairly awarded the epithet ‘dirty’.

اوقات اغلب به طور ناعادلانه‌ای لقب 'کثیف' به مردان مسن داده می‌شود.

The court ruled that Ms Hill had been unfairly dismissed.

دادگاه تصمیم گرفت که خانم هیل به طور ناعادلانه اخراج شده است.

an industrial tribunal ruled that he was unfairly dismissed from his job.

یک دادگاه صنعتی حکم کرد که او به طور ناعادلانه از کار برکنار شده است.

The local newspapers have taken up the cudgels on behalf of the woman who was unfairly dismissed from her job because she was pregnant.

روزنامه‌های محلی از طرف زن جوانی که به دلیل بارداری به طور ناعادلانه از کار برکنار شده بود، وارد عمل شدند.

The whole class gathered around the student who had been unfairly failed, and demanded another examination.

کل کلاس دور دانش آموزی که به طور ناعادلانه مردود شده بود جمع شدند و خواستار امتحان دیگری شدند.

نمونه‌های واقعی

And they discriminate against people and treat them unfairly.

و آنها تبعیض قائل می شوند و با افراد به طور ناعادلانه رفتار می کنند.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

We've had 'profiteering' — making a lot of money unfairly.

ما شاهد 'سودجویی' بودیم - به دست آوردن پول زیاد به طور ناعادلانه.

منبع: Learn English by following hot topics.

Exploitation means treating someone unfairly to get some advantage for yourself.

استثمار به معنای رفتار ناعادلانه با کسی برای به دست آوردن مزیت برای خودتان است.

منبع: 6 Minute English

Someone like this often criticises someone unfairly, or without good reason.

فردی مانند این اغلب به طور ناعادلانه یا بدون دلیل موجهی کسی را مورد انتقاد قرار می دهد.

منبع: BBC Authentic English

He was beginning to wonder if he had treated her unfairly.

او شروع به فکر کردن کرد که آیا با او به طور ناعادلانه رفتار کرده است یا خیر.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

Wolfe Herd is adamant that she has never knowingly treated employees unfairly.

ولف هرد اصرار دارد که هرگز به طور آگاهانه با کارکنان به طور ناعادلانه رفتار نکرده است.

منبع: Business Weekly

Even if God treats her unfairly, she will always have it in her heart.

حتی اگر خدا با او به طور ناعادلانه رفتار کند، او همیشه آن را در قلب خود خواهد داشت.

منبع: Selected English short passages

Since then, presidents have been judged perhaps unfairly by what they accomplished during the same period.

از آن زمان، روسای جمهور شاید به طور ناعادلانه بر اساس آنچه در همان دوره به دست آورده اند، قضاوت شده اند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021

I'm like that. I love those who love me, and I hate those who punish me unfairly.'

من هم اینطورم. من کسانی را که مرا دوست دارند دوست دارم و کسانی را که به طور ناعادلانه مجازاتم می کنند، متنفم.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

It also unfairly excluded UK trade.

همچنین تجارت بریتانیا را به طور ناعادلانه حذف کرد.

منبع: BBC Listening Compilation January 2021

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید