furry

[ایالات متحده]/'fɜːrɪ/
[بریتانیا]/ˈfə..ri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده شده با مواد شبیه خز.
Word Forms
صفت تفضیلیfurrier
صفت عالیfurriest

عبارات و ترکیب‌ها

furry animal

حیوان پشمالو

soft and furry

نرم و پشمالو

furry coat

پوشش پشمالو

جملات نمونه

a layer of furry soot.

یک لایه خاکستر پشمی

furry creatures in fields.

موجودات پشمالو در مزارع

Rabbits and squirrels are the furry, little people of the woods.

خرگوش‌ها و سنجاب‌ها مردم پشمالو و کوچک جنگل هستند.

Furry animals grow long coats in winter.

حیوانات پشمالو در زمستان پوشش‌های بلندی رشد می‌کنند.

he was spouting platitudes about our furry friends.

او در مورد دوستان پشمالوی ما کلیشه‌هایی را مطرح می‌کرد.

large-eyed arboreal prosimian having foxy faces and long furry tails.

میمون پرو‌سی‌میانی درختی با چشم‌های بزرگ، چهره‌های حیله‌گر و دستان بلند و پشمالو.

Starting at $149, pet owners can send their furry friends on flights that provide a preboarding walk and bathroom break.

با شروع از 149 دلار، صاحبان حیوانات خانگی می‌توانند دوستان پشمالوی خود را در سفرهایی که شامل پیاده‌روی قبل از سوار شدن و استراحت در حمام می‌شود، بفرستند.

Eusocial colonies are common among insects such as bees and ants, but the only examples in the mammal world are among furry and the naked mole rats.

کلونی‌های eusocial در میان حشرات مانند زنبورها و مورچه‌ها رایج است، اما تنها نمونه‌ها در دنیای پستانداران در میان پشمالوها و موش‌های لخت است.

نمونه‌های واقعی

Is that the gratitude I get for saving your furry hide?

آیا این قدردانی‌ای است که من برای نجات دادن پوست نرم شما دریافت می‌کنم؟

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

The koala is a sluggish, tailless, furry arboreal marsupial.

Koala یک کیسه‌دار درخت‌زی، کند، بی‌دم و پشمالو است.

منبع: IELTS Listening

They're furry, fat and hibernate all winter. Not bears - bumblebees.

آنها پشمالو، چاق و در تمام زمستان در حالت خواب زمستانی هستند. نه خرس - زنبارهای عسل.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American December 2019 Collection

What's furry scary and has eight legs?

چه چیزی پشمالو، ترسناک و هشت پا دارد؟

منبع: National Geographic (Children's Section)

Big and furry. Soft and squishy. Kind of plush and cuddly.

بزرگ و پشمالو. نرم و انعطاف‌پذیر. تا حدودی پشمالو و دوست‌داشتنی.

منبع: Kung Fu Panda 2

Now something warm and furry sat on his head!

حالا چیزی گرم و پشمالو روی سرش نشست!

منبع: L1 Wizard and Cat

We'll just take our furry piata and go.

فقط piata پشمالوی خود را برداریم و برویم.

منبع: Ice Age 1 Highlights

And did you know that these furry fliers are also pollinators?

آیا می‌دانید که این پرنده‌های پشمالو نیز گرده‌افشان هستند؟

منبع: National Geographic (Children's Section)

I like petting a soft furry dog, but I don't like petting an aardvark.

من نوازش سگ پشمالو و نرم را دوست دارم، اما نوازش یک آردوارک را دوست ندارم.

منبع: Classic children's song animation Super Simple Songs

He thought for certain that she had bought her furry furniture.

او مطمئن بود که او مبلمان پشمالوی خود را خریده است.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید