unfold

[ایالات متحده]/ʌnˈfəʊld/
[بریتانیا]/ʌnˈfoʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. باز کردن; ارائه دادن
vi. گسترش یافتن; آشکار کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریunfolding
شکل سوم شخص مفردunfolds
زمان گذشتهunfolded
قسمت سوم فعلunfolded
جمعunfolds

عبارات و ترکیب‌ها

unfold the secret

گشودن راز

unfold the map

گشودن نقشه

unfold the story

گشودن داستان

جملات نمونه

Buds unfold in the sunshine.

سرشه‌ها در آفتاب باز می‌شوند.

The landscape unfolded before me.

منظره در برابر من گسترده شد.

She unfolded the cloth.

او پارچه را باز کرد.

He unfolded a map.

او یک نقشه را باز کرد.

there was a fascinating scene unfolding before me.

صحنه ای جذاب در مقابل من در حال شکل گیری بود.

The stage is a chanteur unfolds, realization art value place.

صحنه یک خواننده باز می‌شود، تحقق هنر ارزش مکان.

Is it time to break the taboo and unfolder the false mythology?

آیا زمان شکستن تابوها و آشکار کردن خرافات نادرست فرا رسیده است؟

Spring flowers unfolded everywhere.

گل‌های بهاری همه جا شکوفا شدند.

The solution to the problem unfolded as they spoke.

راه حل مشکل همانطور که صحبت می کردند آشکار شد.

The story unfolds as the film goes on.

داستان همانطور که فیلم ادامه می یابد آشکار می شود.

Miss Eva unfolded her secret exploits to Mattie.

خانم اوا ماجراهای مخفی خود را برای متتی آشکار کرد.

Ninthly, unfolded the epidemic prevention work after disaster.

در نهم، کار پیشگیری از همه‌گیری پس از فاجعه آشکار شد.

Conclusions: Unfolding approach of earlap is ideal for modern aural surgery.

نتیجه‌گیری: روش باز کردن لاله گوش در جراحی مدرن گوش ایده‌آل است.

She unfolded to him her plans for the future.

او طرح های خود را برای آینده به او نشان داد.

The unfold blank of the complex shape is researched by the method of emit-projection based on sheet neutrosphere.

بررسی شکل پیچیده با روش تابش-پروژه‌کردن بر اساس کره نیوتراسفر انجام می‌شود.

As the mist cleared, a most beautiful view unfolded before their eyes.

همانطور که مه برطرف شد، منظره ای بسیار زیبا در مقابل چشمانشان آشکار شد.

The children listened enthralled as the storyteller unfolded her tale.

کودکان با اشتیاق به داستانگو گوش دادند، در حالی که او داستانش را بازگو می‌کرد.

When he came across his close friend, he unfolded his arms and hugged him.

وقتی او با دوست نزدیک خود برخورد کرد، دست های خود را باز کرد و او را در آغوش گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید