unforbidden

[ایالات متحده]/ˌʌnfəˈbɪdən/
[بریتانیا]/ˌʌnfərˈbɪdən/

ترجمه

adj. ممنوع یا محرمانه نبودن؛ مجاز یا اجازه داده شده.

عبارات و ترکیب‌ها

unforbidden love

عشق ممنوع نشده

unforbidden fruit

میوه ممنوع نشده

unforbidden desire

خواسته ممنوع نشده

still unforbidden

همچنان ممنوع نشده

completely unforbidden

کاملاً ممنوع نشده

unforbidden territory

منطقه ممنوع نشده

utterly unforbidden

کاملاً ممنوع نشده

unforbidden pleasure

لذت ممنوع نشده

became unforbidden

ممنوع نشده شد

unforbidden secret

سررازش ممنوع نشده

جملات نمونه

the unforbidden fruit always tastes the sweetest to those who have been denied.

میوه ممنوع نمی‌تواند برای کسانی که ممنوع شده‌اند، مزه‌ای شیرین‌تر از دیگران داشته باشد.

she explored the unforbidden territory of artistic expression without fear.

او بدون هیچ ترسی، زمینه‌های ممنوع خلقی را کاوش کرد.

his unforbidden desire for adventure led him to distant lands.

خواسته‌ی ممنوع او برای ماجراجویی او را به کشورهای دوردست سپری کرد.

the novel depicted an unforbidden love that challenged social norms.

این رمان یک عشق ممنوع را نشان داد که نرم‌های اجتماعی را به چالش کشید.

reading the old letters was an unforbidden pleasure she cherished.

خواندن نامه‌های قدیمی لذتی ممنوع بود که او آن را دوست داشت.

they ventured into the unforbidden caves despite the warnings.

اگرچه هشدار داده شده بود، آن‌ها به غارهای ممنوع وارد شدند.

the scientist's unforbidden curiosity drove groundbreaking discoveries.

好奇心 ممنوع دانشمند کشفیاتی بزرگ را به دنبال داشت.

her unforbidden thought of leaving everything behind haunted her dreams.

فکر ممنوع او از رها کردن همه چیز به رویای او حمله کرد.

the museum displayed artworks that were once considered unforbidden.

موزه آثار هنری را نمایش داد که یک زمان ممنوع در نظر گرفته می‌شد.

he felt an unforbidden attraction to the mysterious stranger.

او جذب به یک شخص مجهول را احساس کرد که ممنوع بود.

the ancient text contained unforbidden knowledge that scholars sought.

متن باستانی دانشی ممنوع را حاوی بود که دانشمندان آن را جستجو می‌کردند.

their unforbidden laughter echoed through the empty halls.

خنده‌ی ممنوع آن‌ها از طریق گوشه‌های خالی تکرار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید