unpredicted

[ایالات متحده]/ʌnprɪˈdɪktɪd/
[بریتانیا]/ʌnprɪˈdɪktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیش بینی نشده یا مورد انتظار نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unpredicted events

واکنش‌های غیرمنتظره

unpredicted outcomes

نتایج غیرمنتظره

unpredicted changes

تغییرات غیرمنتظره

unpredicted behavior

رفتار غیرمنتظره

unpredicted results

نتایج غیرمنتظره

unpredicted circumstances

شرایط غیرمنتظره

unpredicted factors

عوامل غیرمنتظره

unpredicted risks

خطرات غیرمنتظره

unpredicted challenges

چالش‌های غیرمنتظره

unpredicted reactions

واکنش‌های غیرمنتظره

جملات نمونه

the weather forecast was unpredicted, leading to a sudden storm.

پیش‌بینی هواشناسی غیرمنتظره بود که منجر به یک طوفان ناگهانی شد.

her unpredicted reaction surprised everyone in the room.

واکنش غیرمنتظره او همه را در اتاق متعجب کرد.

the unpredicted outcome of the experiment raised more questions.

نتیجه غیرمنتظره آزمایش سوالات بیشتری را ایجاد کرد.

they faced unpredicted challenges during their journey.

آنها در طول سفر خود با چالش های غیرمنتظره روبرو شدند.

the unpredicted rise in prices shocked consumers.

افزایش غیرمنتظره قیمت ها مصرف کنندگان را شوکه کرد.

unpredicted changes in the market can affect investments.

تغییرات غیرمنتظره در بازار می تواند بر سرمایه گذاری تأثیر بگذارد.

her unpredicted talent for singing was discovered at the party.

استعداد غیرمنتظره او برای آواز در مهمانی کشف شد.

the team's unpredicted victory thrilled their fans.

پیروزی غیرمنتظره تیم، طرفداران آنها را هیجان زده کرد.

his unpredicted departure left everyone in shock.

خروج غیرمنتظره او همه را در شوک قرار داد.

the unpredicted traffic jam made them late for the meeting.

ترافیک غیرمنتظره باعث شد آنها دیر به جلسه برسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید