unfreudian

[ایالات متحده]/[ˌʌnˈfriːdɪən]/
[بریتانیا]/[ˌʌnˈfriːdɪən]/

ترجمه

adj. مخالف یا متفق نبودن با نظریه فرویدی؛ دریغ یا مخالفت کردن با نظریه فرویدی.

عبارات و ترکیب‌ها

unfreudian analysis

تحلیل غیر فرویدی

an unfreudian thought

یک فکر غیر فرویدی

unfreudian perspective

نگاه غیر فرویدی

quite unfreudian

خیلی غیر فرویدی

being unfreudian

بودن غیر فرویدی

unfreudian interpretation

تأویل غیر فرویدی

finds unfreudian

پیدا کردن غیر فرویدی

seemed unfreudian

به نظر می‌رسد غیر فرویدی

truly unfreudian

به واقعیت غیر فرویدی

highly unfreudian

بسیار غیر فرویدی

جملات نمونه

the artist's work is deliberately unfreudian, rejecting psychological symbolism.

کار هنرمند به عمد از فرویدی بودن پرهیز می‌کند و از نمادهای روانشناختی پرهیز می‌کند.

his unfreudian approach to therapy emphasized present behavior over past trauma.

رویکرد او در درمان فرویدی نبود و بر روی رفتار حال حاضر نسبت به آسیب‌心理ی گذشته تاکید داشت.

the novel's plot is surprisingly unfreudian, lacking any obvious oedipal complex.

داستان رمان به طور شگفت‌آوری فرویدی نیست و هیچگونه پیچیدگی ادیپی نمایانی ندارد.

we sought an unfreudian perspective on the data, avoiding psychoanalytic interpretations.

ما یک دیدگاه فرویدی نبود را در داده‌ها جستجو کردیم و از تفسیرات روان‌تحليلی پرهیز کردیم.

the critic found the film's narrative unfreudian and structurally unconventional.

به گفته منتقد، داستان فیلم فرویدی نبود و به صورت ساختاری غیرمعمول بود.

her unfreudian style of writing prioritized clarity over subconscious exploration.

سبک نگارش او فرویدی نبود و روشنی را بر کاوش‌های زیرآگاهی ترجیح می‌داد.

the study adopted an unfreudian methodology, focusing on observable actions.

این مطالعه از یک روش فرویدی نبود استفاده کرد و روی اقدامات قابل مشاهده تمرکز داشت.

the play's characters displayed unfreudian motivations, acting seemingly at random.

شخصیت‌های بازی فرویدی نبودند و به نظر می‌رسد که به طور تصادفی عمل می‌کنند.

the researcher's unfreudian hypothesis challenged traditional psychoanalytic theories.

فرضیه فرویدی نبود محقق، نظریه‌های روان‌تحليلی سنتی را چالش می‌پذیرد.

the design was intentionally unfreudian, aiming for a purely aesthetic appeal.

این طراحی به عمد فرویدی نبود و به دنبال جذابیت زیبایی خالص بود.

the artist's unfreudian use of color created a jarring, unexpected effect.

استفاده فرویدی نبود هنرمند از رنگ، تأثیری ناگهانی و نامطبوع ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید