unfurling

[ایالات متحده]/ʌnˈfɜːlɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈfɜr.lɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل باز کردن یا گسترش دادن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

unfurling flag

باز شدن پرچم

unfurling petals

باز شدن گلبرگ‌ها

unfurling scroll

باز شدن پویشتن

unfurling wings

باز شدن بال‌ها

unfurling sails

باز شدن بادبان‌ها

unfurling banner

باز شدن بنر

unfurling leaves

باز شدن برگ‌ها

unfurling dreams

باز شدن رویاها

unfurling truth

باز شدن حقیقت

unfurling story

باز شدن داستان

جملات نمونه

the flower petals are unfurling in the morning sun.

برگ‌های گل در آفتاب صبح در حال باز شدن هستند.

he watched the flag unfurling in the breeze.

او پرچم را در حال باز شدن در نسیم تماشا کرد.

the artist began unfurling her canvas for the new painting.

هنرمند شروع به باز کردن بوم خود برای نقاشی جدید کرد.

as the story unfolded, the truth began unfurling slowly.

همانطور که داستان پیش رفت، حقیقت به آرامی شروع به آشکار شدن کرد.

the map was unfurling, revealing the hidden trails.

نقشه در حال باز شدن بود و مسیرهای پنهان را نشان می داد.

she felt her dreams unfurling like a banner of hope.

او احساس کرد که رویاهایش مانند یک بنر امید در حال باز شدن هستند.

the leaves are unfurling, signaling the arrival of spring.

برگ‌ها در حال باز شدن هستند و نشان‌دهنده رسیدن بهار است.

he stood there, unfurling the letter with trembling hands.

او آنجا ایستاد و نامه را با دست‌های لرزان باز کرد.

the sails began unfurling as the ship set out to sea.

با شروع حرکت کشتی، بادبان‌ها شروع به باز شدن کردند.

with each step, her confidence was unfurling like a flower.

با هر قدم، اعتماد به نفس او مانند یک گل در حال شکوفا شدن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید