furling

[ایالات متحده]/ˈfɜːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɜr.lɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل رول کردن یا تاشدن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

furling sail

بادبان جمع شونده

furling system

سیستم جمع کردن بادبان

furling line

طناب جمع کننده بادبان

furling mechanism

مکانیزم جمع کردن بادبان

furling drum

درام جمع کننده بادبان

furling gear

چرخ دنده جمع کننده بادبان

furling action

عمل جمع کردن بادبان

furling technique

تکنیک جمع کردن بادبان

furling device

وسیله جمع کننده بادبان

furling process

فرآیند جمع کردن بادبان

جملات نمونه

the sailors were furling the sails before the storm hit.

ملوانان در حال جمع کردن بادبان‌ها قبل از رسیدن طوفان بودند.

furling the flag at sunset is a tradition in our town.

جمع کردن پرچم هنگام غروب آفتاب در شهر ما یک سنت است.

he was responsible for furling the tarpaulin after the rain.

او مسئول جمع کردن برزنت بعد از باران بود.

they practiced furling the sails quickly during the drill.

آنها در طول تمرین جمع کردن سریع بادبان‌ها را تمرین کردند.

furling the canvas properly can extend its lifespan.

جمع کردن صحیح بوم می تواند طول عمر آن را افزایش دهد.

the crew was busy furling the large sails as the wind picked up.

خدمه مشغول جمع کردن بادبان‌های بزرگ بودند زیرا باد شروع به وزیدن کرد.

she learned the technique of furling from her grandfather.

او تکنیک جمع کردن را از پدربزرگش یاد گرفت.

furling the ropes neatly is essential for safety on board.

جمع کردن مرتب طناب‌ها برای ایمنی در کشتی ضروری است.

they were furling the sails in preparation for docking.

آنها در حال جمع کردن بادبان‌ها در آماده‌سازی برای پهلو گرفتن بودند.

after the race, the team focused on furling their sails efficiently.

بعد از مسابقه، تیم بر روی جمع کردن کارآمد بادبان‌های خود تمرکز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید