furling sail
بادبان جمع شونده
furling system
سیستم جمع کردن بادبان
furling line
طناب جمع کننده بادبان
furling mechanism
مکانیزم جمع کردن بادبان
furling drum
درام جمع کننده بادبان
furling gear
چرخ دنده جمع کننده بادبان
furling action
عمل جمع کردن بادبان
furling technique
تکنیک جمع کردن بادبان
furling device
وسیله جمع کننده بادبان
furling process
فرآیند جمع کردن بادبان
the sailors were furling the sails before the storm hit.
ملوانان در حال جمع کردن بادبانها قبل از رسیدن طوفان بودند.
furling the flag at sunset is a tradition in our town.
جمع کردن پرچم هنگام غروب آفتاب در شهر ما یک سنت است.
he was responsible for furling the tarpaulin after the rain.
او مسئول جمع کردن برزنت بعد از باران بود.
they practiced furling the sails quickly during the drill.
آنها در طول تمرین جمع کردن سریع بادبانها را تمرین کردند.
furling the canvas properly can extend its lifespan.
جمع کردن صحیح بوم می تواند طول عمر آن را افزایش دهد.
the crew was busy furling the large sails as the wind picked up.
خدمه مشغول جمع کردن بادبانهای بزرگ بودند زیرا باد شروع به وزیدن کرد.
she learned the technique of furling from her grandfather.
او تکنیک جمع کردن را از پدربزرگش یاد گرفت.
furling the ropes neatly is essential for safety on board.
جمع کردن مرتب طنابها برای ایمنی در کشتی ضروری است.
they were furling the sails in preparation for docking.
آنها در حال جمع کردن بادبانها در آمادهسازی برای پهلو گرفتن بودند.
after the race, the team focused on furling their sails efficiently.
بعد از مسابقه، تیم بر روی جمع کردن کارآمد بادبانهای خود تمرکز کرد.
furling sail
بادبان جمع شونده
furling system
سیستم جمع کردن بادبان
furling line
طناب جمع کننده بادبان
furling mechanism
مکانیزم جمع کردن بادبان
furling drum
درام جمع کننده بادبان
furling gear
چرخ دنده جمع کننده بادبان
furling action
عمل جمع کردن بادبان
furling technique
تکنیک جمع کردن بادبان
furling device
وسیله جمع کننده بادبان
furling process
فرآیند جمع کردن بادبان
the sailors were furling the sails before the storm hit.
ملوانان در حال جمع کردن بادبانها قبل از رسیدن طوفان بودند.
furling the flag at sunset is a tradition in our town.
جمع کردن پرچم هنگام غروب آفتاب در شهر ما یک سنت است.
he was responsible for furling the tarpaulin after the rain.
او مسئول جمع کردن برزنت بعد از باران بود.
they practiced furling the sails quickly during the drill.
آنها در طول تمرین جمع کردن سریع بادبانها را تمرین کردند.
furling the canvas properly can extend its lifespan.
جمع کردن صحیح بوم می تواند طول عمر آن را افزایش دهد.
the crew was busy furling the large sails as the wind picked up.
خدمه مشغول جمع کردن بادبانهای بزرگ بودند زیرا باد شروع به وزیدن کرد.
she learned the technique of furling from her grandfather.
او تکنیک جمع کردن را از پدربزرگش یاد گرفت.
furling the ropes neatly is essential for safety on board.
جمع کردن مرتب طنابها برای ایمنی در کشتی ضروری است.
they were furling the sails in preparation for docking.
آنها در حال جمع کردن بادبانها در آمادهسازی برای پهلو گرفتن بودند.
after the race, the team focused on furling their sails efficiently.
بعد از مسابقه، تیم بر روی جمع کردن کارآمد بادبانهای خود تمرکز کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید