unfurls gracefully
به طور ظریف باز میشود
unfurls slowly
به آرامی باز میشود
unfurls beautifully
به زیبایی باز میشود
unfurls gently
به آرامی و ملایمت باز میشود
unfurls wide
به طور گسترده باز میشود
unfurls fully
به طور کامل باز میشود
unfurls softly
به آرامی و نرمی باز میشود
unfurls at dawn
در سپیده دم باز میشود
unfurls like petals
مانند گلبرگها باز میشود
unfurls in sunlight
در نور خورشید باز میشود
the flag unfurls in the wind, displaying its vibrant colors.
پرچم در باد به اهتزاز در میآید و رنگهای زنده خود را به نمایش میگذارد.
as the story unfolds, the mystery unfurls layer by layer.
همانطور که داستان پیش میرود، رازها لایه به لایه آشکار میشوند.
when the artist begins to paint, her imagination unfurls on the canvas.
وقتی هنرمند شروع به نقاشی میکند، تصورات او روی بوم باز میشود.
with every passing moment, the truth unfurls before our eyes.
با هر لحظه ای که میگذرد، حقیقت آشکار میشود.
the flower unfurls its petals to greet the morning sun.
گل گلبرگهای خود را باز میکند تا به خورشید صبح خوشامد بگوید.
as the film progresses, the plot unfurls in unexpected ways.
همانطور که فیلم پیش میرود، طرح داستان به روشی غیرمنتظره آشکار میشود.
the sails unfurl as the boat catches the wind.
با گرفتن باد، بادبانها باز میشوند.
in the garden, the leaves unfurl with the arrival of spring.
در باغ، با رسیدن بهار، برگها باز میشوند.
as the music plays, the dancer's movements unfurl gracefully.
همانطور که موسیقی پخش میشود، حرکات رقصنده به طور ظریف آشکار میشوند.
the map unfurls to reveal the hidden treasures of the island.
نقشه باز میشود تا گنجهای پنهان جزیره را نشان دهد.
unfurls gracefully
به طور ظریف باز میشود
unfurls slowly
به آرامی باز میشود
unfurls beautifully
به زیبایی باز میشود
unfurls gently
به آرامی و ملایمت باز میشود
unfurls wide
به طور گسترده باز میشود
unfurls fully
به طور کامل باز میشود
unfurls softly
به آرامی و نرمی باز میشود
unfurls at dawn
در سپیده دم باز میشود
unfurls like petals
مانند گلبرگها باز میشود
unfurls in sunlight
در نور خورشید باز میشود
the flag unfurls in the wind, displaying its vibrant colors.
پرچم در باد به اهتزاز در میآید و رنگهای زنده خود را به نمایش میگذارد.
as the story unfolds, the mystery unfurls layer by layer.
همانطور که داستان پیش میرود، رازها لایه به لایه آشکار میشوند.
when the artist begins to paint, her imagination unfurls on the canvas.
وقتی هنرمند شروع به نقاشی میکند، تصورات او روی بوم باز میشود.
with every passing moment, the truth unfurls before our eyes.
با هر لحظه ای که میگذرد، حقیقت آشکار میشود.
the flower unfurls its petals to greet the morning sun.
گل گلبرگهای خود را باز میکند تا به خورشید صبح خوشامد بگوید.
as the film progresses, the plot unfurls in unexpected ways.
همانطور که فیلم پیش میرود، طرح داستان به روشی غیرمنتظره آشکار میشود.
the sails unfurl as the boat catches the wind.
با گرفتن باد، بادبانها باز میشوند.
in the garden, the leaves unfurl with the arrival of spring.
در باغ، با رسیدن بهار، برگها باز میشوند.
as the music plays, the dancer's movements unfurl gracefully.
همانطور که موسیقی پخش میشود، حرکات رقصنده به طور ظریف آشکار میشوند.
the map unfurls to reveal the hidden treasures of the island.
نقشه باز میشود تا گنجهای پنهان جزیره را نشان دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید