ungodliness

[ایالات متحده]/ʌnˈɡɒdlinəs/
[بریتانیا]/ʌnˈɡɑdlinəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت ناپاک یا بی‌احترامی؛ کمبود ایمان یا باور
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

ungodliness prevails

فروغ بی‌خدایی

fight ungodliness

مقابله با بی‌خدایی

ungodliness exposed

افشای بی‌خدایی

embrace ungodliness

پذیرش بی‌خدایی

ungodliness rampant

گسترش بی‌خدایی

reject ungodliness

رد بی‌خدایی

ungodliness revealed

ظهور بی‌خدایی

ungodliness abounds

فراوانی بی‌خدایی

ungodliness condemned

محکومیت بی‌خدایی

overcome ungodliness

غلبه بر بی‌خدایی

جملات نمونه

his ungodliness was evident in his actions.

بی خدایي او در اعمالش آشکار بود.

many believe that ungodliness leads to a troubled life.

بسیاری معتقدند که بی خدایي منجر به یک زندگی آشفته می شود.

she spoke out against the ungodliness in society.

او با صدای بلند علیه بی خدایي در جامعه صحبت کرد.

his ungodliness shocked his friends.

بی خدایي او دوستانش را شوکه کرد.

they warned him about the dangers of ungodliness.

آنها او را در مورد خطرات بی خدایي آگاه کردند.

ungodliness can lead to moral decay.

بی خدایي می تواند منجر به زوال اخلاقی شود.

she turned away from a life of ungodliness.

او از یک زندگی بی خدایي روی برگرداند.

he repented for his ungodliness and sought forgiveness.

او برای بی خدایي خود توبه کرد و طلب بخشش کرد.

ungodliness is often criticized in religious teachings.

بی خدایي اغلب در تعلیمات مذهبی مورد انتقاد قرار می گیرد.

they believe that ungodliness can bring about disaster.

آنها معتقدند که بی خدایي می تواند باعث فاجعه شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید