impiety

[ایالات متحده]/ɪmˈpaɪəti/
[بریتانیا]/ɪmˈpaɪəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم احترام; عدم احترام; عدم ایمان; عدم باور.
Word Forms
جمعimpieties

جملات نمونه

committing impiety towards the gods

انجام بی‌احترامی نسبت به خدایان

avoid impiety in religious practices

اجتناب از بی‌احترامی در آداب مذهبی

impiety towards one's ancestors

بی‌احترامی نسبت به نیاکان

accused of impiety towards the state

متهم به بی‌احترامی نسبت به دولت

impiety in the form of sacrilege

بی‌احترامی به شکل تجاهر

punished for impiety towards the king

مجازات شده به دلیل بی‌احترامی نسبت به شاه

avoiding impiety in rituals

اجتناب از بی‌احترامی در مناسک

نمونه‌های واقعی

Our sacred lords saw the impiety of that proceeding, and very justly impaled the man who imitated heavenly powers.

سران مقدس ما، بی‌احترامی آن روند را دیدند و به حق، مردی را که قدرت‌های آسمانی را تقلید می‌کرد، به دار آویختند.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

Asclepius was a gifted healer, too gifted perhaps, and he was killed by Zeus for the impiety of raising the dead.

آسکلپیوس یک درمانگر بااستعداد بود، شاید بیش از حد، و او به دلیل بی‌احترامی احیا کردن مردگان توسط زئوس کشته شد.

منبع: 2023-37

She knew that many coloured children use impieties familiarly, and she was not startled. She was disturbed, however, by an unfavourable hint in the speaker's tone.

او می‌دانست که بسیاری از کودکان رنگی به طور معمول از بی‌احترامی استفاده می‌کنند و او متعجب نشد. با این حال، او از یک اشاره نامناسب در لحن گوینده آشفته شد.

منبع: Lonely Heart (Part 1)

Still thou dost punish these sins which men commit against themselves because, even when they sin against thee, they are also committing impiety against their own souls.

هنوز هم تو این گناهان را که مردان در برابر خودشان مرتکب می‌شوند، مجازات می‌کنی، زیرا حتی زمانی که در برابر تو گناه می‌کنند، در برابر روح خودشان نیز بی‌احترامی می‌کنند.

منبع: Volume Three of the Confessions

That injustice is impiety, and indeed the supreme impiety, I will hold with my last breath; but it were the merest affectation of a noble sentiment if I supported my faith by such a reasoning.

آن بی‌عدالتی، بی‌احترامی است و در واقع، بی‌احترامی اعظم است، من با آخرین نفس خود به آن پایبند خواهم بود؛ اما اگر ایمان خود را با چنین استدلالی تأیید کنم، صرفاً یک تظاهر احساسات شریف خواهد بود.

منبع: Essays on the Four Seasons

For a moment amazement held the Domina silent and immoveable: But no sooner did She recover herself, than She exclaimed against sacrilege and impiety, and called the People to rescue a Daughter of the Church.

برای لحظه‌ای، حیرت باعث شد دومینا ساکت و بی‌حرکت بماند: اما به محض اینکه او به خود آمد، علیه تجاسُ‌ن و بی‌احترامی اعتراض کرد و از مردم خواست تا دختر کلیسا را نجات دهند.

منبع: Monk (Part 2)

'Admirable! ' cried Cunegonda in a voice shrill with passion, while Agnes uttered a loud shriek; 'By St. Barbara, young Lady, you have an excellent invention! You must personate the Bleeding Nun, truly? What impiety! What incredulity!

'قابل تحسین! ' کونه‌گوندا با صدایی که با اشتیاق بلند بود فریاد زد، در حالی که آگنس جیغ بلندی کشید؛ 'به سنت باربارا، خانم جوان، شما یک اختراع عالی دارید! شما باید نقش خواهر خونین را بازی کنید، واقعاً؟ چه بی‌احترامی! چه بی‌اعتقادی!

منبع: Monk (Part 1)

One can find modern echoes of this view in Schelling, where Euripides is seen as a decadent poet who committed sacrilege with the myths and the use of the deus ex machina is evidence of his impiety.

می‌توان انعکاس‌های مدرن این دیدگاه را در شلینگ یافت، جایی که اوریپید به عنوان شاعری متذکر دیده می‌شود که با استفاده از خدای ماشین، تجاسُ‌ن مرتکب شد و استفاده از خدای ماشین شواهدی از بی‌احترامی او است.

منبع: Simon Critchley - Tragedy the Greeks and Us

" But let him alone for a time, " he said, " only pray God for him. He will of his own accord, by reading, come to discover what an error it is and how great its impiety is."

«اما بگذارید او را مدتی تنها بگذارید،» او گفت، «فقط برای او از خدا بخواهید. او از خودش، با خواندن، متوجه خواهد شد که چه اشتباهی کرده و چه قدر گستاخ است.»

منبع: Volume Three of the Confessions

In any case, Constantine did his bit to remove  the empire's impiety and unify the state through Christianity. Crucifixion, sexual  immorality, prostitution, pagan sacrifice, and gladiatorial shows were all abolished. He also  glorified Christianity through his building works.

در هر صورت، کنستانتین سهم خود را در از بین بردن بی‌احترامی امپراتوری و متحد کردن کشور از طریق مسیحیت انجام داد. اعدام، فحاشی جنسی، روسری، قربانیان کافرانه و مسابقات گلادیاتوری همه لغو شدند. او همچنین از طریق کارهای ساختمانی خود مسیحیت را ترویج کرد.

منبع: Charming history

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید