ungraceful

[ایالات متحده]/ʌnˈɡreɪsfl/
[بریتانیا]/ʌnˈɡreɪsfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌ظرافت؛ دست و پاچلفتی یا ناهنجار؛ فاقد ظرافت یا نازکی؛ بی‌ادب یا بدرفتار

عبارات و ترکیب‌ها

ungraceful fall

افت غیرزننده

ungraceful movement

حرکت غیرزننده

ungraceful exit

خروج غیرزننده

ungraceful dance

رقص غیرزننده

ungraceful gesture

حرکت دست غیرزننده

ungraceful posture

حالت بدنی غیرزننده

ungraceful laugh

خنده غیرزننده

ungraceful style

سبک غیرزننده

ungraceful appearance

ظاهر غیرزننده

ungraceful act

عمل غیرزننده

جملات نمونه

his ungraceful movements made the dance look awkward.

حرکات نامناسب او باعث شد رقص ناهموار به نظر برسد.

the ungraceful fall left her embarrassed in front of everyone.

افت ناهموار باعث شد او در حضور همه شرمنده شود.

she tried to hide her ungraceful posture while sitting.

او سعی کرد ژست ناهموار خود را در هنگام نشستن پنهان کند.

his ungraceful attempt at humor fell flat.

تلاش نامناسب او برای شوخی بی‌اثر بود.

the athlete's ungraceful landing caused concern among the spectators.

فرود ناهموار ورزشکار باعث نگرانی تماشاگران شد.

she felt ungraceful in her new shoes while walking.

او در حالی که کفش‌های جدیدش را می‌پوشید احساس ناهمواری کرد.

his ungraceful speech made it hard for the audience to stay engaged.

سخنرانی نامناسب او باعث شد برای مخاطبان سخت باشد که درگیر بمانند.

the ungraceful design of the building was criticized by many.

طراحی ناهموار ساختمان توسط بسیاری مورد انتقاد قرار گرفت.

her ungraceful handling of the situation only made things worse.

مدیریت ناهموار او از وضعیت تنها باعث بدتر شدن اوضاع شد.

he felt ungraceful while trying to impress his date.

او در حالی که سعی می‌کردید روی نامزدش تاثیر بگذارید احساس ناهمواری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید