ungraceful fall
افت غیرزننده
ungraceful movement
حرکت غیرزننده
ungraceful exit
خروج غیرزننده
ungraceful dance
رقص غیرزننده
ungraceful gesture
حرکت دست غیرزننده
ungraceful posture
حالت بدنی غیرزننده
ungraceful laugh
خنده غیرزننده
ungraceful style
سبک غیرزننده
ungraceful appearance
ظاهر غیرزننده
ungraceful act
عمل غیرزننده
his ungraceful movements made the dance look awkward.
حرکات نامناسب او باعث شد رقص ناهموار به نظر برسد.
the ungraceful fall left her embarrassed in front of everyone.
افت ناهموار باعث شد او در حضور همه شرمنده شود.
she tried to hide her ungraceful posture while sitting.
او سعی کرد ژست ناهموار خود را در هنگام نشستن پنهان کند.
his ungraceful attempt at humor fell flat.
تلاش نامناسب او برای شوخی بیاثر بود.
the athlete's ungraceful landing caused concern among the spectators.
فرود ناهموار ورزشکار باعث نگرانی تماشاگران شد.
she felt ungraceful in her new shoes while walking.
او در حالی که کفشهای جدیدش را میپوشید احساس ناهمواری کرد.
his ungraceful speech made it hard for the audience to stay engaged.
سخنرانی نامناسب او باعث شد برای مخاطبان سخت باشد که درگیر بمانند.
the ungraceful design of the building was criticized by many.
طراحی ناهموار ساختمان توسط بسیاری مورد انتقاد قرار گرفت.
her ungraceful handling of the situation only made things worse.
مدیریت ناهموار او از وضعیت تنها باعث بدتر شدن اوضاع شد.
he felt ungraceful while trying to impress his date.
او در حالی که سعی میکردید روی نامزدش تاثیر بگذارید احساس ناهمواری کرد.
ungraceful fall
افت غیرزننده
ungraceful movement
حرکت غیرزننده
ungraceful exit
خروج غیرزننده
ungraceful dance
رقص غیرزننده
ungraceful gesture
حرکت دست غیرزننده
ungraceful posture
حالت بدنی غیرزننده
ungraceful laugh
خنده غیرزننده
ungraceful style
سبک غیرزننده
ungraceful appearance
ظاهر غیرزننده
ungraceful act
عمل غیرزننده
his ungraceful movements made the dance look awkward.
حرکات نامناسب او باعث شد رقص ناهموار به نظر برسد.
the ungraceful fall left her embarrassed in front of everyone.
افت ناهموار باعث شد او در حضور همه شرمنده شود.
she tried to hide her ungraceful posture while sitting.
او سعی کرد ژست ناهموار خود را در هنگام نشستن پنهان کند.
his ungraceful attempt at humor fell flat.
تلاش نامناسب او برای شوخی بیاثر بود.
the athlete's ungraceful landing caused concern among the spectators.
فرود ناهموار ورزشکار باعث نگرانی تماشاگران شد.
she felt ungraceful in her new shoes while walking.
او در حالی که کفشهای جدیدش را میپوشید احساس ناهمواری کرد.
his ungraceful speech made it hard for the audience to stay engaged.
سخنرانی نامناسب او باعث شد برای مخاطبان سخت باشد که درگیر بمانند.
the ungraceful design of the building was criticized by many.
طراحی ناهموار ساختمان توسط بسیاری مورد انتقاد قرار گرفت.
her ungraceful handling of the situation only made things worse.
مدیریت ناهموار او از وضعیت تنها باعث بدتر شدن اوضاع شد.
he felt ungraceful while trying to impress his date.
او در حالی که سعی میکردید روی نامزدش تاثیر بگذارید احساس ناهمواری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید