ungracious

[ایالات متحده]/ʌn'greɪʃəs/
[بریتانیا]/ʌn'ɡreʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی میل; بی ادبی.

جملات نمونه

an ungracious industrial city

یک شهر صنعتی غیرمحترم

It is ungracious of me not to acknowledge your help.

اعتراف نکردن به کمک شما از من بی احترامی می کند.

enjoyed a sociable chat. ungracious

لذت بردن از یک گپ دوستانه. غیر مؤدب

to make an ungracious remark

اظهار نظر غیرمحترم کردن

to show ungracious behavior

نشان دادن رفتار غیرمحترم

to receive an ungracious welcome

دریافت استقبال غیرمحترم

to behave in an ungracious manner

با رفتار غیرمحترم رفتار کردن

to respond in an ungracious tone

پاسخ دادن با لحن غیرمحترم

نمونه‌های واقعی

With irritable voice and ungracious manner you promised to do so.

با صدای عصبی و رفتاری غیرمحترم قول دادید این کار را انجام دهید.

منبع: From deep within.

'Thank'ee, ' replied Bounderby, in a short, ungracious manner.

'متشکرم،' با لحنی کوتاه و غیرمحترم پاسخ داد، آقای باوندربی.

منبع: Difficult Times (Part 2)

Edie, you can be homeless or ungracious.

ادی، شما می‌توانید بی‌خانمان یا غیرمحترم باشید.

منبع: Desperate Housewives Video Edition Season 1

That is but one degree less ungracious than if I dismissed all the yellow-rayed as " dandelions" .

این فقط یک درجه کمتر از آن است که اگر همه گل‌های زرد را به عنوان «گل‌های عبدی» دور می‌ریختم.

منبع: Essays on the Four Seasons

It seemed to me a little ungracious to decline an invitation of that sort, and I ascribed his refusal to lack of money.

به نظر من، امتناع از پذیرفتن چنین دعوتی کمی بی‌ادبانه بود و من دلیل امتناع او را کمبود پول می‌دانستم.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

" He does very well, for a boy, " was Meg's somewhat ungracious answer, for the subject did not interest her.

او برای یک پسر خیلی خوب عمل می‌کند، این پاسخ نسبتاً غیرمحترم مگ بود، زیرا آن موضوع برایش جالب نبود.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

Taking your blessings for granted is the most ungracious stupidity, both in chess and in life.

به دست گرفتن برکات خود و فرض کردن آنها، بیشترین حماقت غیرمحترم است، هم در شطرنج و هم در زندگی.

منبع: Complete English Speech Collection

" You ask me an ungracious favour, " said the Prince, " but I must refuse you nothing" .

شما از من می‌خواهید که لطف غیرمحترمانه‌ای انجام دهم،

منبع: New Arabian Nights (Volume 1)

Oh! how heartily did she grieve over every ungracious sensation she had ever encouraged, every saucy speech she had ever directed towards him.

ای خدای من! چه با دل و جان از هر احساس غیرمحترمانه‌ای که تا به حال تشویق کرده بود، از هر سخن بی‌ادبانه که تا به حال به سمت او کرده بود، اندوهگین شد.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

It had struck her, doubtless, that it might seem ungracious upon her part to be indifferent to a prize which had cost so much to win.

بدون شک به او فهمیده بود که بی‌تفاوت بودن نسبت به جایزه‌ای که به دست آوردن آن هزینه زیادی داشت، از نظر او بی‌ادبانه به نظر می‌رسد.

منبع: The Sign of the Four

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید