unhandy

[ایالات متحده]/ʌnˈhændi/
[بریتانیا]/ʌnˈhændi/

ترجمه

adj. سخت برای مدیریت; دست و پا گیر; نامناسب; غیر قابل استفاده

عبارات و ترکیب‌ها

unhandy tools

ابزارهای ناکارآمد

unhandy situation

شرایط نامناسب

unhandy object

شیء نامناسب

unhandy design

طراحی نامناسب

unhandy size

اندازه نامناسب

unhandy equipment

تجهیزات نامناسب

unhandy packaging

بسته‌بندی نامناسب

unhandy location

محل نامناسب

unhandy format

فرمت نامناسب

unhandy method

روش نامناسب

جملات نمونه

he found the large toolbox quite unhandy to carry around.

او ابزار جعبه بزرگ را به دلیل سنگینی و عدم راحتی حمل کردن، دست و پا گیر یافت.

her unhandy cooking skills made dinner preparation a challenge.

مهارت‌های آشپزی نامناسب او، تهیه شام را به یک چالش تبدیل کرد.

using the unhandy device required a lot of patience.

استفاده از دستگاه غیرمناسب، نیازمند صبر زیادی بود.

the unhandy design of the furniture made it difficult to move.

طراحی نامناسب مبلمان، جابجایی آن را دشوار می‌کرد.

he struggled with the unhandy suitcase on the stairs.

او در حمل چمدان دست و پا گیر در پله ها تلاش کرد.

her unhandy gestures made her presentation less effective.

حرکات دست نامناسب او، باعث کاهش اثربخشی ارائه او شد.

the unhandy layout of the kitchen frustrated the chef.

چیدمان نامناسب آشپزخانه، سرآشپز را ناامید کرد.

he found it unhandy to write with his left hand.

او نوشتن با دست چپ را دست و پا گیر می‌یافت.

her unhandy smartphone made it hard to send messages quickly.

گوشی هوشمند نامناسب او، ارسال سریع پیام‌ها را دشوار می‌کرد.

the unhandy nature of the project made teamwork essential.

ماهیت دست و پا گیر پروژه، همکاری تیمی را ضروری می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید