unhardened

[ایالات متحده]/ʌnˈhɑːdnd/
[بریتانیا]/ʌnˈhɑrdnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نرم یا بدون سختی

عبارات و ترکیب‌ها

unhardened steel

فولاد غير سخت شده

unhardened surface

سطح غير سخت شده

unhardened material

مواد غير سخت شده

unhardened clay

گِل غير سخت شده

unhardened concrete

بتن غير سخت شده

unhardened resin

رزين غير سخت شده

unhardened foam

فوم غير سخت شده

unhardened dough

خمیر غیر سخت شده

unhardened wax

موم غير سخت شده

unhardened plastic

پلاستیک غير سخت شده

جملات نمونه

the clay remains unhardened until it is fired.

گل رس تا زمانی که پخته نشود، سفت نمی‌شود.

unhardened steel is easier to shape and mold.

فولاد غیرسخت شده شکل دادن و قالب‌گیری آن آسان‌تر است.

she prefers using unhardened materials for her sculptures.

او ترجیح می‌دهد از مواد غیرسخت شده برای مجسمه‌هایش استفاده کند.

the unhardened concrete needs more time to set.

بتن غیرسخت شده به زمان بیشتری برای خودکشی نیاز دارد.

unhardened rubber is flexible and can be easily manipulated.

لاستیک غیرسخت شده انعطاف‌پذیر است و به راحتی قابل دستکاری است.

they decided to leave the metal unhardened for better flexibility.

آنها تصمیم گرفتند فلز را به دلیل انعطاف‌پذیری بیشتر، غیرسخت شده رها کنند.

the artist enjoyed working with unhardened clay for its texture.

هنرمند از کار با خاک رس غیرسخت شده به دلیل بافت آن لذت برد.

unhardened materials can be recycled more easily.

مواد غیرسخت شده را می‌توان راحت‌تر بازیافت کرد.

he applied a coat of paint on the unhardened surface.

او یک لایه رنگ روی سطح غیرسخت شده اعمال کرد.

unhardened dough can be shaped into various forms.

خمیر غیرسخت شده را می‌توان به شکل‌های مختلف درآورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید