unheard

[ایالات متحده]/ʌn'hɜːd/
[بریتانیا]/ʌn'hɝd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشنیده; گوش داده نشده; ناشناخته

عبارات و ترکیب‌ها

unheard of

unheard of

unheard rumors

rumors unheard

unheard melody

melody unheard

unheard complaints

complaints unheard

جملات نمونه

on an unheard-of scale

در مقیاسی بی‌سابقه

in my time that was unheard of.

در زمان من این اتفاق بی‌سابقه بود.

unheard pleas for help.

درخواست‌های شنیده نشده برای کمک.

the doorbell went unheard above the din.

زنگ در میان هیاهو شنیده نشد.

wines from unheard-of villages.

شراب از روستاهای ناشناخته

sales tax was unheard of in Kansas up until 1937.

مالیات بر فروش در کانزاس تا سال 1937 بی‌سابقه بود.

A guest to stop at Iping in the wintertime was an unheard-of piece of luck.

حضور یک مهمان در ایپینگ در زمستان، یک اتفاق خوشایند و بی‌سابقه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید