unhemmed

[ایالات متحده]/ʌnˈhɛməd/
[بریتانیا]/ʌnˈhɛməd/

ترجمه

adj. بدون هم‌دوختگی

عبارات و ترکیب‌ها

unhemmed edges

لبه‌های بدون حاشیه

unhemmed fabric

پارچه بدون حاشیه

unhemmed pants

شلوار بدون حاشیه

unhemmed curtains

پرده‌های بدون حاشیه

unhemmed garments

لباس‌های بدون حاشیه

unhemmed seams

درزهای بدون حاشیه

unhemmed skirts

دامن‌های بدون حاشیه

unhemmed towels

حوله های بدون حاشیه

جملات نمونه

the fabric was left unhemmed, giving it a casual look.

پارچه بدون حاشیه رها شده بود که به آن ظاهری غیررسمی می‌داد.

she prefers unhemmed curtains for a bohemian style.

او ترجیح می‌دهد پرده‌های بدون حاشیه برای یک سبک بوهو داشته باشد.

unhemmed edges can fray over time, so be careful.

حاشیه‌های بدون حاشیه ممکن است در طول زمان پاره شوند، بنابراین مراقب باشید.

he bought an unhemmed tablecloth to customize it later.

او یک رومیزی بدون حاشیه خرید تا بعداً آن را سفارشی کند.

the dress looked unique with its unhemmed hemline.

لباس با حاشیه بدون حاشیه‌اش ظاهری منحصر به فرد داشت.

unhemmed jeans are trending among fashion enthusiasts.

شلوار جین بدون حاشیه در بین علاقه‌مندان به مد در حال ترند شدن است.

she chose an unhemmed scarf for a more relaxed vibe.

او یک روسری بدون حاشیه برای حال و هوای آرام‌تر انتخاب کرد.

be careful with unhemmed fabric; it can easily unravel.

با پارچه بدون حاشیه مراقب باشید؛ ممکن است به راحتی باز شود.

he likes to buy unhemmed fabric to sew his own designs.

او دوست دارد پارچه بدون حاشیه بخرد تا طرح‌های خودش را بدوزد.

the unhemmed edges added a rustic charm to the project.

حاشیه‌های بدون حاشیه جذابیت روستیک را به پروژه اضافه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید