untrimmed

[ایالات متحده]/ʌnˈtrɪmd/
[بریتانیا]/ʌnˈtrɪmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. برش نخورده یا بریده نشده

عبارات و ترکیب‌ها

untrimmed edges

لبه‌های ناهماهنگ

untrimmed hair

موهای نامرتب

untrimmed bushes

بوته‌های کوتاه نشده

untrimmed nails

ناخن‌های کوتاه نشده

untrimmed grass

چمن کوتاه نشده

untrimmed trees

درختان کوتاه نشده

untrimmed hedges

پرچین‌های کوتاه نشده

untrimmed film

فیلم برش نخورده

untrimmed fabric

پارچه بدون حاشیه

جملات نمونه

his hair was untrimmed and messy.

موهای او کوتاه نشده و نامرتب بود.

she prefers her garden to look wild and untrimmed.

او ترجیح می دهد باغش به نظر وحشی و کوتاه نشده بیاید.

the untrimmed bushes made the yard look untidy.

بوته های کوتاه نشده باعث شدند حیاط نامرتب به نظر برسد.

he wore an untrimmed beard that suited his rugged look.

او با سبیل نامرتبی ظاهر می شد که با ظاهر زمختش همخوانی داشت.

they decided to leave the trees untrimmed for a more natural appearance.

آنها تصمیم گرفتند درختان را کوتاه نشده رها کنند تا ظاهر طبیعی تری داشته باشند.

the untrimmed edges of the fabric gave it a rustic charm.

لبه های نامرتب پارچه به آن جذابیت روستایی می داد.

his untrimmed nails were a sign of his busy lifestyle.

ناخن های نامرتب او نشانه ای از سبک زندگی پرمشغله اش بود.

she loved the untrimmed look of her natural curls.

او عاشق ظاهر نامرتب موهای فر طبیعی خود بود.

the untrimmed lawn attracted many butterflies and bees.

چمن کوتاه نشده بسیاری از پروانه ها و زنبورها را به خود جذب کرد.

they left the hedges untrimmed to provide shelter for wildlife.

آنها بوته ها را کوتاه نشده رها کردند تا پناهگاهی برای حیات وحش فراهم کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید