untrimmed edges
لبههای ناهماهنگ
untrimmed hair
موهای نامرتب
untrimmed bushes
بوتههای کوتاه نشده
untrimmed nails
ناخنهای کوتاه نشده
untrimmed grass
چمن کوتاه نشده
untrimmed trees
درختان کوتاه نشده
untrimmed hedges
پرچینهای کوتاه نشده
untrimmed film
فیلم برش نخورده
untrimmed fabric
پارچه بدون حاشیه
his hair was untrimmed and messy.
موهای او کوتاه نشده و نامرتب بود.
she prefers her garden to look wild and untrimmed.
او ترجیح می دهد باغش به نظر وحشی و کوتاه نشده بیاید.
the untrimmed bushes made the yard look untidy.
بوته های کوتاه نشده باعث شدند حیاط نامرتب به نظر برسد.
he wore an untrimmed beard that suited his rugged look.
او با سبیل نامرتبی ظاهر می شد که با ظاهر زمختش همخوانی داشت.
they decided to leave the trees untrimmed for a more natural appearance.
آنها تصمیم گرفتند درختان را کوتاه نشده رها کنند تا ظاهر طبیعی تری داشته باشند.
the untrimmed edges of the fabric gave it a rustic charm.
لبه های نامرتب پارچه به آن جذابیت روستایی می داد.
his untrimmed nails were a sign of his busy lifestyle.
ناخن های نامرتب او نشانه ای از سبک زندگی پرمشغله اش بود.
she loved the untrimmed look of her natural curls.
او عاشق ظاهر نامرتب موهای فر طبیعی خود بود.
the untrimmed lawn attracted many butterflies and bees.
چمن کوتاه نشده بسیاری از پروانه ها و زنبورها را به خود جذب کرد.
they left the hedges untrimmed to provide shelter for wildlife.
آنها بوته ها را کوتاه نشده رها کردند تا پناهگاهی برای حیات وحش فراهم کنند.
untrimmed edges
لبههای ناهماهنگ
untrimmed hair
موهای نامرتب
untrimmed bushes
بوتههای کوتاه نشده
untrimmed nails
ناخنهای کوتاه نشده
untrimmed grass
چمن کوتاه نشده
untrimmed trees
درختان کوتاه نشده
untrimmed hedges
پرچینهای کوتاه نشده
untrimmed film
فیلم برش نخورده
untrimmed fabric
پارچه بدون حاشیه
his hair was untrimmed and messy.
موهای او کوتاه نشده و نامرتب بود.
she prefers her garden to look wild and untrimmed.
او ترجیح می دهد باغش به نظر وحشی و کوتاه نشده بیاید.
the untrimmed bushes made the yard look untidy.
بوته های کوتاه نشده باعث شدند حیاط نامرتب به نظر برسد.
he wore an untrimmed beard that suited his rugged look.
او با سبیل نامرتبی ظاهر می شد که با ظاهر زمختش همخوانی داشت.
they decided to leave the trees untrimmed for a more natural appearance.
آنها تصمیم گرفتند درختان را کوتاه نشده رها کنند تا ظاهر طبیعی تری داشته باشند.
the untrimmed edges of the fabric gave it a rustic charm.
لبه های نامرتب پارچه به آن جذابیت روستایی می داد.
his untrimmed nails were a sign of his busy lifestyle.
ناخن های نامرتب او نشانه ای از سبک زندگی پرمشغله اش بود.
she loved the untrimmed look of her natural curls.
او عاشق ظاهر نامرتب موهای فر طبیعی خود بود.
the untrimmed lawn attracted many butterflies and bees.
چمن کوتاه نشده بسیاری از پروانه ها و زنبورها را به خود جذب کرد.
they left the hedges untrimmed to provide shelter for wildlife.
آنها بوته ها را کوتاه نشده رها کردند تا پناهگاهی برای حیات وحش فراهم کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید