unhorned

[ایالات متحده]/[ˈʌnˌhɔːnd]/
[بریتانیا]/[ˈʌnˌhɔːrnd]/

ترجمه

adj. بدون گوشتی؛ فاقد گوشتی؛ گوشتی نداشته.

عبارات و ترکیب‌ها

unhorned steer

گوسفند بدون گوشت

an unhorned bull

یک گوساله بدون گوشت

be unhorned

بدون گوشت باش

unhorned cattle

حیوانات بدون گوشت

stay unhorned

بدون گوشت ماند

becoming unhorned

در حال شدن بدون گوشت

unhorned calf

گوساله بدون گوشت

unhorned animals

حیوانات بدون گوشت

naturally unhorned

بدون گوشت طبیعی

unhorned bison

بیسون بدون گوشت

جملات نمونه

the unhorned calf grazed peacefully in the meadow.

گوساله بدون گوشتی در میدان به آرامی پас داد.

we observed several unhorned sheep in the flock.

ما چند دوگوشتی بدون گوشتی را در گله مشاهده کردیم.

the unhorned steer was easily managed by the farmer.

گاو بدون گوشتی توسط کشاورز به راحتی مدیریت می‌شد.

genetic mutations can sometimes result in unhorned cattle.

گاهی تغییرات ژنتیکی می‌تواند منجر به داشتن گوسفند یا گاو بدون گوشتی شود.

the unhorned goats roamed freely across the hillside.

دوزی‌های بدون گوشتی به راحتی در پهنه کوهستان گشتند.

he carefully examined the unhorned bull's physique.

او با دقت فیزیولوژی گوساله بدون گوشتی را بررسی کرد.

the unhorned deer stood out in the herd.

مرغ‌های بدون گوشتی در گله به وضوح نمایان بودند.

the rancher selected unhorned stock for breeding.

چمن‌گر گوسفند یا گاو بدون گوشتی را برای تولید مثل انتخاب کرد.

an unhorned cow is a common sight on this farm.

یک گاو بدون گوشتی در این کشاورزی یک نمایش رایج است.

the unhorned reindeer moved gracefully through the snow.

مرغ‌های بدون گوشتی به آرامی از روی برف حرکت می‌کردند.

researchers studied the prevalence of unhorned animals.

پژوهشگران انتشار گونه‌های بدون گوشتی را مطالعه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید