unhorse the enemy
سرنگون کردن دشمن
unhorse the knight
سرنگون کردن شوالیه
unhorse the rider
سرنگون کردن سوارکار
unhorse the champion
سرنگون کردن قهرمان
unhorse the opponent
سرنگون کردن حریف
unhorse the horseman
سرنگون کردن سوارکار
unhorse with ease
با سهولت سرنگون کردن
unhorse in battle
سرنگون کردن در نبرد
unhorse during joust
سرنگون کردن در مسابقه سوارکاری
unhorse the steed
سرنگون کردن اسب
the knight was unhorsed during the fierce battle.
سوار در طول نبرد شدید از اسب انداخته شد.
the sudden attack unhorsed the unsuspecting rider.
حمله ناگهانی سوارکار غافلگیر را از اسب به زمین انداخت.
he managed to unhorse his opponent in the tournament.
او موفق شد حریف خود را در مسابقه از اسب به زمین کند.
unhorsing the enemy was a sign of victory.
به زمین انداختن دشمن نشانه پیروزی بود.
the horse reared up, causing the rider to unhorse.
اسب بالا زد و باعث شد سوارکار از اسب به زمین بیفتد.
in the medieval times, knights would often unhorse each other.
در دوران قرون وسطی، شوالیه ها اغلب یکدیگر را از اسب به زمین می انداختند.
the rider's skill was tested as he tried not to unhorse.
مهارت سوارکار مورد آزمایش قرار گرفت زیرا سعی کرد از به زمین انداختن خودداری کند.
the jousting match ended when one knight unhorsed the other.
مسابقه جousting زمانی به پایان رسید که یک شوالیه دیگری را از اسب به زمین انداخت.
with a swift move, he unhorsed his rival.
با یک حرکت سریع، او رقیب خود را از اسب به زمین انداخت.
unhorsing was a common tactic in cavalry warfare.
به زمین انداختن یک تاکتیک رایج در جنگ سواره نظام بود.
unhorse the enemy
سرنگون کردن دشمن
unhorse the knight
سرنگون کردن شوالیه
unhorse the rider
سرنگون کردن سوارکار
unhorse the champion
سرنگون کردن قهرمان
unhorse the opponent
سرنگون کردن حریف
unhorse the horseman
سرنگون کردن سوارکار
unhorse with ease
با سهولت سرنگون کردن
unhorse in battle
سرنگون کردن در نبرد
unhorse during joust
سرنگون کردن در مسابقه سوارکاری
unhorse the steed
سرنگون کردن اسب
the knight was unhorsed during the fierce battle.
سوار در طول نبرد شدید از اسب انداخته شد.
the sudden attack unhorsed the unsuspecting rider.
حمله ناگهانی سوارکار غافلگیر را از اسب به زمین انداخت.
he managed to unhorse his opponent in the tournament.
او موفق شد حریف خود را در مسابقه از اسب به زمین کند.
unhorsing the enemy was a sign of victory.
به زمین انداختن دشمن نشانه پیروزی بود.
the horse reared up, causing the rider to unhorse.
اسب بالا زد و باعث شد سوارکار از اسب به زمین بیفتد.
in the medieval times, knights would often unhorse each other.
در دوران قرون وسطی، شوالیه ها اغلب یکدیگر را از اسب به زمین می انداختند.
the rider's skill was tested as he tried not to unhorse.
مهارت سوارکار مورد آزمایش قرار گرفت زیرا سعی کرد از به زمین انداختن خودداری کند.
the jousting match ended when one knight unhorsed the other.
مسابقه جousting زمانی به پایان رسید که یک شوالیه دیگری را از اسب به زمین انداخت.
with a swift move, he unhorsed his rival.
با یک حرکت سریع، او رقیب خود را از اسب به زمین انداخت.
unhorsing was a common tactic in cavalry warfare.
به زمین انداختن یک تاکتیک رایج در جنگ سواره نظام بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید