unidentifiably

[ایالات متحده]/[ʌnɪˈdentɪfəbli]/
[بریتانیا]/[ʌnɪˈdentɪfəbli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که قابل شناسایی نیست؛ به گونه‌ای که شناسایی آن غیرممکن است؛ به شکلی که شناسایی آن را می‌گوید.

عبارات و ترکیب‌ها

unidentifiably blurred

پویش‌نشده‌ای که نمی‌توان آن را شناسایی کرد

unidentifiably strange

بی‌نهایت عجیب که نمی‌توان آن را شناسایی کرد

unidentifiably altered

تغییر‌یافته‌ای که نمی‌توان آن را شناسایی کرد

unidentifiably similar

مشابه‌ای که نمی‌توان آن را شناسایی کرد

unidentifiably mixed

مخلوط‌شده‌ای که نمی‌توان آن را شناسایی کرد

unidentifiably distant

دور‌ای که نمی‌توان آن را شناسایی کرد

unidentifiably small

کوچک‌ای که نمی‌توان آن را شناسایی کرد

unidentifiably large

بزرگ‌ای که نمی‌توان آن را شناسایی کرد

unidentifiably dark

تاریک‌ای که نمی‌توان آن را شناسایی کرد

unidentifiably faint

ناچیز‌ای که نمی‌توان آن را شناسایی کرد

جملات نمونه

the signal was so weak, the aircraft remained unidentifiably distant.

سیگنال به قدری ضعیف بود که هواپیما به طور قابل تشخیصی دور ماند.

after the explosion, the debris was unidentifiably scattered across the field.

پس از انفجار، مảnh‌های پراکنده به طور قابل تشخیصی در میدان پراکنده شدند.

the painting's style was so unique, it was unidentifiably influenced by any single artist.

سبک نقاشی به قدری منحصر به فرد بود که تحت تأثیر هر یک از هنرمندان به طور قابل تشخیصی قرار نگرفته بود.

the suspect's features were obscured by the mask, rendering him unidentifiably anonymous.

ویژگی‌های مشکوک توسط ماسک محدود شدند و او به طور قابل تشخیصی ناشناس شد.

the data points clustered so closely, they appeared unidentifiably similar.

نقطه‌های داده به قدری به هم نزدیک شدند که به طور قابل تشخیصی مشابه به نظر می‌رسیدند.

the creature moved through the fog unidentifiably, a fleeting shadow.

این موجود به طور قابل تشخیصی از طریق بخاری حرکت می‌کرد، یک سایه گذران.

the ancient artifact's origins were unidentifiably lost to time.

اصل این اثر باستانی به طور قابل تشخیصی به گذشته فراموش شده است.

the voice on the recording was digitally altered, becoming unidentifiably distorted.

صوت روی ضبط به صورت دیجیتالی تغییر یافت و به طور قابل تشخیصی ناهم‌گون شد.

the landscape, shrouded in mist, was unidentifiably surreal.

منظره، پوشیده از بخار، به طور قابل تشخیصی غیبی بود.

the algorithm's output was complex and unidentifiably predictable.

خروجی الگوریتم پیچیده و به طور قابل تشخیصی قابل پیش‌بینی بود.

the author's intentions remained unidentifiably ambiguous throughout the novel.

مقصدهای نویسنده در طول رمان به طور قابل تشخیصی غامض ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید