unifiable concepts
مفاهیم قابل یکپارچه سازی
unifiable theories
تئوری های قابل یکپارچه سازی
unifiable models
مدل های قابل یکپارچه سازی
unifiable systems
سیستم های قابل یکپارچه سازی
unifiable frameworks
چارچوب های قابل یکپارچه سازی
unifiable ideas
ایده های قابل یکپارچه سازی
unifiable approaches
رویکردهای قابل یکپارچه سازی
unifiable strategies
استراتژی های قابل یکپارچه سازی
unifiable solutions
راه حل های قابل یکپارچه سازی
unifiable perspectives
دیدگاه های قابل یکپارچه سازی
these two cultures are unifiable in their core values.
این دو فرهنگ در ارزشهای اصلی خود قابل یکپارچهسازی هستند.
we believe that a unifiable approach can solve the problem.
ما معتقدیم که یک رویکرد قابل یکپارچهسازی میتواند مشکل را حل کند.
the unifiable elements of the project were highlighted during the meeting.
عناصر قابل یکپارچهسازی پروژه در طول جلسه برجسته شدند.
finding a unifiable solution is essential for team success.
یافتن یک راه حل قابل یکپارچهسازی برای موفقیت تیم ضروری است.
his theories suggest that all languages are unifiable at their roots.
نظریات او نشان میدهد که همه زبانها در ریشههای خود قابل یکپارچهسازی هستند.
the unifiable nature of the software allows for easy integration.
ماهیت قابل یکپارچهسازی نرمافزار امکان ادغام آسان را فراهم میکند.
they are working on a unifiable framework for the project.
آنها در حال کار بر روی یک چارچوب قابل یکپارچهسازی برای پروژه هستند.
many believe that a unifiable vision can unite the community.
بسیاری معتقدند که یک چشمانداز قابل یکپارچهسازی میتواند جامعه را متحد کند.
the unifiable aspects of the design were well received by the clients.
جنبههای قابل یکپارچهسازی طراحی به خوبی توسط مشتریان مورد استقبال قرار گرفت.
creating unifiable standards is crucial for industry growth.
ایجاد استانداردهای قابل یکپارچهسازی برای رشد صنعت حیاتی است.
unifiable concepts
مفاهیم قابل یکپارچه سازی
unifiable theories
تئوری های قابل یکپارچه سازی
unifiable models
مدل های قابل یکپارچه سازی
unifiable systems
سیستم های قابل یکپارچه سازی
unifiable frameworks
چارچوب های قابل یکپارچه سازی
unifiable ideas
ایده های قابل یکپارچه سازی
unifiable approaches
رویکردهای قابل یکپارچه سازی
unifiable strategies
استراتژی های قابل یکپارچه سازی
unifiable solutions
راه حل های قابل یکپارچه سازی
unifiable perspectives
دیدگاه های قابل یکپارچه سازی
these two cultures are unifiable in their core values.
این دو فرهنگ در ارزشهای اصلی خود قابل یکپارچهسازی هستند.
we believe that a unifiable approach can solve the problem.
ما معتقدیم که یک رویکرد قابل یکپارچهسازی میتواند مشکل را حل کند.
the unifiable elements of the project were highlighted during the meeting.
عناصر قابل یکپارچهسازی پروژه در طول جلسه برجسته شدند.
finding a unifiable solution is essential for team success.
یافتن یک راه حل قابل یکپارچهسازی برای موفقیت تیم ضروری است.
his theories suggest that all languages are unifiable at their roots.
نظریات او نشان میدهد که همه زبانها در ریشههای خود قابل یکپارچهسازی هستند.
the unifiable nature of the software allows for easy integration.
ماهیت قابل یکپارچهسازی نرمافزار امکان ادغام آسان را فراهم میکند.
they are working on a unifiable framework for the project.
آنها در حال کار بر روی یک چارچوب قابل یکپارچهسازی برای پروژه هستند.
many believe that a unifiable vision can unite the community.
بسیاری معتقدند که یک چشمانداز قابل یکپارچهسازی میتواند جامعه را متحد کند.
the unifiable aspects of the design were well received by the clients.
جنبههای قابل یکپارچهسازی طراحی به خوبی توسط مشتریان مورد استقبال قرار گرفت.
creating unifiable standards is crucial for industry growth.
ایجاد استانداردهای قابل یکپارچهسازی برای رشد صنعت حیاتی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید