unimaginably

[ایالات متحده]/ʌnɪˈmædʒɪnəbli/
[بریتانیا]/ʌnɪˈmædʒɪnəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که نمی‌توان تصور کرد

عبارات و ترکیب‌ها

unimaginably vast

بسیار وسیع

unimaginably deep

بسیار عمیق

unimaginably powerful

بسیار قدرتمند

unimaginably rich

بسیار ثروتمند

unimaginably complex

بسیار پیچیده

unimaginably beautiful

بسیار زیبا

unimaginably fast

بسیار سریع

unimaginably high

بسیار بلند

unimaginably large

بسیار بزرگ

unimaginably bright

بسیار روشن

جملات نمونه

she was unimaginably happy when she received the news.

او وقتی خبر را دریافت کرد، به طرز غیرقابل تصوری خوشحال بود.

the landscape was unimaginably beautiful at sunset.

منظره در هنگام غروب خورشید به طرز غیرقابل تصوری زیبا بود.

he faced unimaginably tough challenges in his career.

او در طول حرفه خود با چالش های به طرز غیرقابل تصوری دشوار روبرو شد.

the book revealed unimaginably deep insights into human nature.

کتاب بینش های عمیقاً غیرقابل تصوری در مورد ماهیت انسان را آشکار کرد.

they experienced unimaginably intense emotions during the event.

آنها در طول این رویداد احساسات شدیداً غیرقابل تصوری را تجربه کردند.

the movie's plot was unimaginably intricate and engaging.

طرح فیلم به طرز غیرقابل تصوری پیچیده و جذاب بود.

her talent was unimaginably vast, spanning multiple disciplines.

مهارت او به طرز غیرقابل تصوری وسیع بود و رشته های متعددی را در بر می گرفت.

he made unimaginably generous donations to charity.

او کمک های مالی به طرز غیرقابل تصوری سخاوتمندانه به خیریه اهدا کرد.

the universe is unimaginably vast and full of mysteries.

کیهان به طرز غیرقابل تصوری وسیع و پر از اسرار است.

her kindness was unimaginably profound, touching many lives.

مهربانی او به طرز غیرقابل تصوری عمیق بود و زندگی بسیاری را تحت تأثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید