immensely

[ایالات متحده]/ɪˈmensli/
[بریتانیا]/ɪˈmensli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز زیادی; به شدت زیاد

جملات نمونه

You flatter me immensely!

شما به طور فوق العاده مرا اغفال می‌کنید!

I am immensely pleased to have this job.

من بسیار خرسندم که این شغل را دارم.

The revival of the railway service will be immensely beneficial for the speedy movement of passengers and cargo.

احیای خدمات ریلی به طور چشمگیری برای جابجایی سریع مسافران و بار مفید خواهد بود.

I found it immensely rewarding working with the less able children.

همکاری با کودکان دارای معلولیت، من را به شدت پاداش داد.

The children were immensely diverted by his funny stories.

کودکان به شدت با داستان های خنده دار او سرگرم شدند.

She was immensely talented in playing the piano.

او در نواختن پیانو بسیار بااستعداد بود.

The company's profits increased immensely after the new product launch.

پس از عرضه محصول جدید، سود شرکت به طور قابل توجهی افزایش یافت.

He was immensely grateful for their help during a difficult time.

او به شدت قدردان کمک آنها در یک زمان دشوار بود.

The impact of the pandemic was immensely felt across the globe.

اثرات همه‌گیری در سراسر جهان به طور قابل توجهی احساس شد.

The project's success was immensely satisfying for the team.

موفقیت پروژه برای تیم بسیار خرسند کننده بود.

Her beauty was immensely captivating to everyone around her.

زیبایی او برای همه اطرافیان بسیار جذاب بود.

The novel's popularity grew immensely after being adapted into a movie.

محبوبیت رمان پس از اقتباس به فیلم به طور قابل توجهی افزایش یافت.

He was immensely proud of his daughter's academic achievements.

او به طور قابل توجهی به دستاوردهای علمی دخترش افتخار می‌کرد.

The team's effort was immensely rewarded with a championship win.

تلاش تیم با پیروزی در مسابقات قهرمانی به طور قابل توجهی پاداش داده شد.

The support from the community was immensely helpful in rebuilding after the disaster.

حمایت جامعه در بازسازی پس از فاجعه به طور قابل توجهی مفید بود.

نمونه‌های واقعی

I should be immensely obliged to you.

بسیار متشکرم.

منبع: The Engineer's Thumb Case of Sherlock Holmes

It is all an immensely demanding process.

این یک فرآیند بسیار طاقت‌فرسا است.

منبع: A Brief History of Everything

Our food seen here in Gothenburg has exploded something immensely.

غذاهای ما که در گوتنبرگ دیده می شوند، به طور غیرقابل تصوری منفجر شده اند.

منبع: Lonely Planet Travel Guide

We rented our field and the rents went up immensely.

ما زمین خود را اجاره کردیم و اجاره ها به طور غیرقابل تصوری افزایش یافت.

منبع: VOA Daily Standard April 2023 Collection

On the contrary, it is immensely creative.

در مقابل، این بسیار خلاقانه است.

منبع: BBC documentary "A Hundred Treasures Talk About the Changes of Time"

" I suppose—she was immensely taken with him? "

" حدس می‌زنم - او به طرز غیرقابل تصوری مجذوب او شد؟ "

منبع: Returning Home

It's changed our lives immensely for the better and improved our ability to cooperate.

زندگی ما را به طور غیرقابل تصوری بهتر کرده و توانایی ما در همکاری را بهبود بخشیده است.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

I see that we are alone this evening.I enjoyed our last session immensely.

می بینم که امشب تنها هستیم. از آخرین جلسه ما به طور غیرقابل تصوری لذت بردم.

منبع: The Early Sessions

Everyone needs to be adored and will suffer immensely if they are not.

همه به دوست داشته شدن نیاز دارند و اگر دوست داشته نشوند به طور غیرقابل تصوری رنج خواهند برد.

منبع: The school of life

The immensely popular game is a freemium, free and premium.

بازی بسیار محبوب یک بازی رایگان و پولی است.

منبع: CNN Listening March 2014 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید