unimodal

[ایالات متحده]/ˌjuːnɪˈməʊdəl/
[بریتانیا]/ˌjunɪˈmoʊdəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (از یک منحنی فراوانی یا توزیع) دارای یک قله واحد؛ توصیف شده توسط یک توزیع یکنواخت؛ (از یک پدیده یا ویژگی) توصیف شده توسط یک توزیع یکنواخت

عبارات و ترکیب‌ها

unimodal distribution

توزیع تک‌حالت

unimodal data

داده‌های تک‌حالت

unimodal analysis

تجزیه و تحلیل تک‌حالت

unimodal function

تابع تک‌حالت

unimodal pattern

الگوی تک‌حالت

unimodal response

پاسخ تک‌حالت

unimodal peak

قله تک‌حالت

unimodal curve

منحنی تک‌حالت

unimodal hypothesis

فرضیه تک‌حالت

unimodal sampling

نمونه‌گیری تک‌حالت

جملات نمونه

the study focused on unimodal distribution in the data set.

مطالعه بر روی توزیع تک‌نما در مجموعه داده‌ها متمرکز بود.

unimodal transportation systems are often more efficient.

سیستم‌های حمل و نقل تک‌نما اغلب کارآمدتر هستند.

in statistics, unimodal refers to a distribution with one peak.

در آمار، تک‌نما به توزیعی با یک قله اشاره دارد.

unimodal patterns can simplify data interpretation.

الگوهای تک‌نما می‌توانند تفسیر داده‌ها را ساده کنند.

researchers analyzed unimodal responses from the participants.

محققان پاسخ‌های تک‌نما را از شرکت‌کنندگان تجزیه و تحلیل کردند.

unimodal functions are easier to optimize than multimodal ones.

توابع تک‌نما بهینه‌سازی آسان‌تری نسبت به توابع چندنما دارند.

the unimodal approach was preferred for this experiment.

رویکرد تک‌نما برای این آزمایش ترجیح داده شد.

unimodal distributions are common in natural phenomena.

توزیع‌های تک‌نما در پدیده‌های طبیعی رایج هستند.

the graph showed a clear unimodal shape.

نمودار شکل تک‌نمای واضحی را نشان داد.

unimodal analysis can lead to better predictive models.

تجزیه و تحلیل تک‌نما می‌تواند منجر به ایجاد مدل‌های پیش‌بینی بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید