unimpress others
تحت تاثیر قرار ندادن دیگران
unimpress me
من را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress audiences
بینندگان را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress critics
منتقدان را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress students
دانشجویان را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress viewers
تماشاگران را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress friends
دوستان را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress colleagues
همکاران را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress customers
مشتریان را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress fans
طرفداران را تحت تاثیر قرار ندادن
despite his efforts, he remained unimpressive.
با وجود تلاشهایش، او همچنان ناخوشایند بود.
her lack of experience unimpressed the hiring manager.
کمبود تجربه او مدیر استخدام را تحت تاثیر قرار نداد.
the movie was meant to be thrilling, but it left me unimpressed.
فیلم قرار بود هیجانانگیز باشد، اما من را تحت تاثیر قرار نداد.
he was determined to impress his friends, but they were unimpressed.
او مصمم بود تا دوستانش را تحت تاثیر قرار دهد، اما آنها تحت تاثیر قرار نگرفتند.
her speech was long and boring, which unimpressed the crowd.
سخنرانی او طولانی و خستهکننده بود که باعث شد جمعیت تحت تاثیر قرار نگیرد.
they expected a grand show, but the reality was unimpressive.
آنها انتظار یک نمایش بزرگ داشتند، اما واقعیت ناخوشایند بود.
his skills in the game were unimpressive compared to the others.
مهارتهای او در بازی در مقایسه با دیگران ناخوشایند بود.
unimpress others
تحت تاثیر قرار ندادن دیگران
unimpress me
من را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress audiences
بینندگان را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress critics
منتقدان را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress students
دانشجویان را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress viewers
تماشاگران را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress friends
دوستان را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress colleagues
همکاران را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress customers
مشتریان را تحت تاثیر قرار ندادن
unimpress fans
طرفداران را تحت تاثیر قرار ندادن
despite his efforts, he remained unimpressive.
با وجود تلاشهایش، او همچنان ناخوشایند بود.
her lack of experience unimpressed the hiring manager.
کمبود تجربه او مدیر استخدام را تحت تاثیر قرار نداد.
the movie was meant to be thrilling, but it left me unimpressed.
فیلم قرار بود هیجانانگیز باشد، اما من را تحت تاثیر قرار نداد.
he was determined to impress his friends, but they were unimpressed.
او مصمم بود تا دوستانش را تحت تاثیر قرار دهد، اما آنها تحت تاثیر قرار نگرفتند.
her speech was long and boring, which unimpressed the crowd.
سخنرانی او طولانی و خستهکننده بود که باعث شد جمعیت تحت تاثیر قرار نگیرد.
they expected a grand show, but the reality was unimpressive.
آنها انتظار یک نمایش بزرگ داشتند، اما واقعیت ناخوشایند بود.
his skills in the game were unimpressive compared to the others.
مهارتهای او در بازی در مقایسه با دیگران ناخوشایند بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید