disappoint

[ایالات متحده]/ˌdɪsəˈpɔɪnt/
[بریتانیا]/ˌdɪsəˈpɔɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. نتوانستن به برآورده کردن امیدها یا انتظارات (کسی)
Word Forms
شکل سوم شخص مفردdisappoints
زمان گذشتهdisappointed
صفت یا فعل حال استمراریdisappointing
قسمت سوم فعلdisappointed

عبارات و ترکیب‌ها

feel disappointed

احساس ناامیدی

disappointing news

اخبار ناامیدکننده

disappointing results

نتایج ناامیدکننده

disappointing outcome

نتیجه ناامیدکننده

جملات نمونه

they were disappointed yet again.

آنها بار دیگر ناامید شدند.

the team made a disappointing start.

تیم شروع ناامیدکننده‌ای داشت.

be disappointed of one's purpose

ناامید از هدف خود بودن

I'm sorry to disappoint your hope.

متاسفم که امید شما را ناامید کنم.

a disappointed young man)

یک جوان ناامید)

The book disappointed me.

کتاب من را ناامید کرد.

He is disappointed with the pool car.

او از ماشین استخر ناامید است.

He was disappointed at the result.

او در برابر نتیجه ناامید بود.

I have no wish to disappoint everyone by postponing the visit.

من نمی‌خواهم با به تعویق انداختن بازدید، همه را ناامید کنم.

I'm disappointed in you, Mary.

من در شما، مری، ناامید هستم.

I was disappointed by the food and the inattentive service.

من از غذا و خدمات بی‌توجه ناامید شدم.

his performance was disappointing to say the least.

باید بگوییم که عملکرد او ناامیدکننده بود.

tut-tut, Robin, you disappoint me.

tut-tut، رابین، شما مرا ناامید می‌کنید.

All of us were disappointed by him.

همه ما از او ناامید شدیم.

finished the marathon in a disappointing 12th place.

ماراتن را در مکان دوازدهم ناامیدکننده به پایان رساند.

The brevity of the concert disappointed the audience.

کوتاهی کنسرت باعث ناامیدی مخاطبان شد.

It was a disappointing performance which lacked finesse.

این یک عملکرد ناامیدکننده بود که فاقد ظرافت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید