unincorporated

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر تشکیل شده به عنوان یک شرکت؛ به عنوان یک موجودیت جداگانه شناخته نشده؛ درون شامل نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

unincorporated area

منطقه الحاق‌ناپذیر

unincorporated territory

سرزمین الحاق‌ناپذیر

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید