unirradiated

[ایالات متحده]/ˌʌnɪˈreɪdieɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnɪˈreɪdieɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نمایش داده شده به اشعه؛ درمان شده با اشعه

عبارات و ترکیب‌ها

unirradiated sample

نمونه غیر تابش یافته

unirradiated state

حالت غیر تابش یافته

unirradiated material

مواد غیر تابش یافته

unirradiated control

کنترل غیر تابش یافته

unirradiated specimen

نمونه آزمایشی غیر تابش یافته

unirradiated tissue

بافت غیر تابش یافته

unirradiated region

منطقه غیر تابش یافته

unirradiated object

شیء غیر تابش یافته

unirradiated target

هدف غیر تابش یافته

unirradiated area

منطقه غیر تابش یافته

جملات نمونه

consumers concerned about health prefer unirradiated food over processed alternatives.

مصرف کنندگانی که نگران سلامتی هستند، غذاهای غیرتشعشعی را به جای گزینه‌های پردازش شده ترجیح می‌دهند.

the laboratory maintains unirradiated samples for the control group in radiation experiments.

آزمایشگاه نمونه‌های غیرتشعشعی را برای گروه کنترل در آزمایش‌های تشعشعی حفظ می‌کند.

hospitals must store unirradiated blood supplies separately from irradiated blood products.

بیمارستان‌ها باید تأمین‌کننده‌های خون غیرتشعشعی را به طور جداگانه از محصولات خون تشعشع‌یافته ذخیره کنند.

the supermarket identifies unirradiated produce with a distinctive green label for customers.

سوپرمارکت محصولات غیرتشعشعی را با برچسب سبز متمایز برای مشتریان شناسایی می‌کند.

agricultural studies show that unirradiated seeds demonstrate higher germination rates.

مطالعات کشاورزی نشان می‌دهد که دانه‌های غیرتشعشعی نرخ جوانه‌زنی بالاتری دارند.

professional chefs often choose unirradiated spices to preserve authentic flavors in dishes.

شکیف‌های حرفه‌ای اغلب به دلیل حفظ مزه‌های اصیل در غذاها، به فلفل‌های غیرتشعشعی می‌پردازند.

accurate dna testing requires unirradiated tissue samples to avoid genetic damage.

آزمایش‌های دنا با دقت نمونه‌های بافت غیرتشعشعی را نیاز دارد تا از آسیب ژنتیکی جلوگیری شود.

the organic company certifies that all their products are unirradiated and pesticide-free.

شرکت ارگانیک تأیید می‌کند که تمام محصولاتش غیرتشعشعی و بدون کود کش هستند.

certain patients request unirradiated blood transfusions for religious or medical reasons.

برخی از بیماران به دلیل دینی یا پزشکی، تزریق خون غیرتشعشعی را درخواست می‌کنند.

the unirradiated zone protects sensitive equipment from any potential radiation exposure.

منطقه غیرتشعشعی تجهیزات حساس را در برابر هرگونه اشعه‌یابی احتمالی حفظ می‌کند.

researchers exclusively use unirradiated materials when working with radioactive compounds.

پژوهشگران به طور انحصاری از مواد غیرتشعشعی در کار با ترکیبات رادیواکتیو استفاده می‌کنند.

health regulations specify unirradiated medical supplies for surgical procedures on immunocompromised patients.

قوانین بهداشتی مواد پزشکی غیرتشعشعی را برای اقدامات جراحی روی بیمارانی که سیستم ایمنی آن‌ها ضعیف است، مشخص می‌کنند.

the food importer specializes in unirradiated spices sourced directly from organic farms.

واردکننده غذا در زمینه فلفل‌های غیرتشعشعی که مستقیماً از مزارع ارگانیک تأمین می‌شوند، متخصص است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید