unexposed areas
مناطق بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed materials
مواد بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed skin
پوست بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed surfaces
سطوح بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed regions
مناطق بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed data
اطلاعات بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed photographs
عکس های بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed elements
عناصر بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed information
اطلاعات بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed risks
خطرات بدون قرار گرفتن در معرض
many species remain unexposed to human activities.
بسیاری از گونهها هنوز در معرض فعالیتهای انسانی قرار نگرفتهاند.
she felt unexposed to the harsh realities of life.
او احساس میکرد در برابر واقعیتهای سخت زندگی محافظت نشده است.
unexposed areas of the forest are thriving.
مناطق جنگلی محافظت نشده در حال رونق هستند.
the unexposed side of the painting remained untouched.
سمت محافظت نشده نقاشی دست نخورده باقی ماند.
he kept his feelings unexposed to avoid vulnerability.
او احساسات خود را پنهان نگه داشت تا از آسیبپذیری جلوگیری کند.
unexposed data can lead to inaccurate conclusions.
دادههای محافظت نشده میتوانند منجر به نتیجهگیری نادرست شوند.
they discovered an unexposed cave during their expedition.
آنها در طول экспедиция خود یک غار محافظت نشده کشف کردند.
living in an unexposed environment can be comforting.
زندگی در یک محیط محافظت نشده میتواند دلپذیر باشد.
unexposed relationships often lack depth.
روابط محافظت نشده اغلب عمیق نیستند.
the unexposed film developed beautifully.
فیلم محافظت نشده به زیبایی ظاهر شد.
unexposed areas
مناطق بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed materials
مواد بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed skin
پوست بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed surfaces
سطوح بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed regions
مناطق بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed data
اطلاعات بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed photographs
عکس های بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed elements
عناصر بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed information
اطلاعات بدون قرار گرفتن در معرض
unexposed risks
خطرات بدون قرار گرفتن در معرض
many species remain unexposed to human activities.
بسیاری از گونهها هنوز در معرض فعالیتهای انسانی قرار نگرفتهاند.
she felt unexposed to the harsh realities of life.
او احساس میکرد در برابر واقعیتهای سخت زندگی محافظت نشده است.
unexposed areas of the forest are thriving.
مناطق جنگلی محافظت نشده در حال رونق هستند.
the unexposed side of the painting remained untouched.
سمت محافظت نشده نقاشی دست نخورده باقی ماند.
he kept his feelings unexposed to avoid vulnerability.
او احساسات خود را پنهان نگه داشت تا از آسیبپذیری جلوگیری کند.
unexposed data can lead to inaccurate conclusions.
دادههای محافظت نشده میتوانند منجر به نتیجهگیری نادرست شوند.
they discovered an unexposed cave during their expedition.
آنها در طول экспедиция خود یک غار محافظت نشده کشف کردند.
living in an unexposed environment can be comforting.
زندگی در یک محیط محافظت نشده میتواند دلپذیر باشد.
unexposed relationships often lack depth.
روابط محافظت نشده اغلب عمیق نیستند.
the unexposed film developed beautifully.
فیلم محافظت نشده به زیبایی ظاهر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید