unexposed

[ایالات متحده]/ˌʌnɪkˈspəʊzd/
[بریتانیا]/ˌʌnɪkˈspoʊzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاش نشده یا شناخته نشده; در معرض نور یا قرار نگرفته; افشا نشده یا عمومی نشده; در معرض خطر یا ریسک قرار نگرفته

عبارات و ترکیب‌ها

unexposed areas

مناطق بدون قرار گرفتن در معرض

unexposed materials

مواد بدون قرار گرفتن در معرض

unexposed skin

پوست بدون قرار گرفتن در معرض

unexposed surfaces

سطوح بدون قرار گرفتن در معرض

unexposed regions

مناطق بدون قرار گرفتن در معرض

unexposed data

اطلاعات بدون قرار گرفتن در معرض

unexposed photographs

عکس های بدون قرار گرفتن در معرض

unexposed elements

عناصر بدون قرار گرفتن در معرض

unexposed information

اطلاعات بدون قرار گرفتن در معرض

unexposed risks

خطرات بدون قرار گرفتن در معرض

جملات نمونه

many species remain unexposed to human activities.

بسیاری از گونه‌ها هنوز در معرض فعالیت‌های انسانی قرار نگرفته‌اند.

she felt unexposed to the harsh realities of life.

او احساس می‌کرد در برابر واقعیت‌های سخت زندگی محافظت نشده است.

unexposed areas of the forest are thriving.

مناطق جنگلی محافظت نشده در حال رونق هستند.

the unexposed side of the painting remained untouched.

سمت محافظت نشده نقاشی دست نخورده باقی ماند.

he kept his feelings unexposed to avoid vulnerability.

او احساسات خود را پنهان نگه داشت تا از آسیب‌پذیری جلوگیری کند.

unexposed data can lead to inaccurate conclusions.

داده‌های محافظت نشده می‌توانند منجر به نتیجه‌گیری نادرست شوند.

they discovered an unexposed cave during their expedition.

آنها در طول экспедиция خود یک غار محافظت نشده کشف کردند.

living in an unexposed environment can be comforting.

زندگی در یک محیط محافظت نشده می‌تواند دلپذیر باشد.

unexposed relationships often lack depth.

روابط محافظت نشده اغلب عمیق نیستند.

the unexposed film developed beautifully.

فیلم محافظت نشده به زیبایی ظاهر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید