peace uniter
آتش صلح
community uniter
آتش وحدت جامعه
nation uniter
آتش وحدت ملت
social uniter
آتش وحدت اجتماعی
cultural uniter
آتش وحدت فرهنگی
team uniter
آتش وحدت تیم
global uniter
آتش وحدت جهانی
family uniter
آتش وحدت خانواده
friendship uniter
آتش وحدت دوستی
vision uniter
آتش وحدت چشم انداز
the uniter of diverse cultures can foster peace.
او که فرهنگهای مختلف را متحد میکند، میتواند صلح را ترویج کند.
he is seen as a uniter in the community.
او به عنوان یک متحد در جامعه دیده میشود.
the uniter of the two factions led to a successful negotiation.
اتحاد دهنده دو جناح، منجر به مذاکرات موفقیت آمیز شد.
her role as a uniter was crucial during the crisis.
نقش او به عنوان یک متحد در طول بحران بسیار مهم بود.
a true uniter brings people together for a common cause.
یک متحد واقعی، افراد را برای یک هدف مشترک گرد هم میآورد.
the uniter of ideas can spark innovation.
اتحاد دهنده ایدهها میتواند باعث نوآوری شود.
in politics, a uniter is often more effective than a divider.
در سیاست، یک متحد اغلب مؤثرتر از یک تقسیم کننده است.
the uniter of the team inspired everyone to work harder.
اتحاد دهنده تیم، الهام بخش همه برای سخت کوشی بیشتر بود.
she was a uniter who bridged the gap between generations.
او یک متحد بود که شکاف بین نسلها را پر کرد.
the uniter of our efforts will lead to success.
اتحاد دهنده تلاشهای ما منجر به موفقیت خواهد شد.
peace uniter
آتش صلح
community uniter
آتش وحدت جامعه
nation uniter
آتش وحدت ملت
social uniter
آتش وحدت اجتماعی
cultural uniter
آتش وحدت فرهنگی
team uniter
آتش وحدت تیم
global uniter
آتش وحدت جهانی
family uniter
آتش وحدت خانواده
friendship uniter
آتش وحدت دوستی
vision uniter
آتش وحدت چشم انداز
the uniter of diverse cultures can foster peace.
او که فرهنگهای مختلف را متحد میکند، میتواند صلح را ترویج کند.
he is seen as a uniter in the community.
او به عنوان یک متحد در جامعه دیده میشود.
the uniter of the two factions led to a successful negotiation.
اتحاد دهنده دو جناح، منجر به مذاکرات موفقیت آمیز شد.
her role as a uniter was crucial during the crisis.
نقش او به عنوان یک متحد در طول بحران بسیار مهم بود.
a true uniter brings people together for a common cause.
یک متحد واقعی، افراد را برای یک هدف مشترک گرد هم میآورد.
the uniter of ideas can spark innovation.
اتحاد دهنده ایدهها میتواند باعث نوآوری شود.
in politics, a uniter is often more effective than a divider.
در سیاست، یک متحد اغلب مؤثرتر از یک تقسیم کننده است.
the uniter of the team inspired everyone to work harder.
اتحاد دهنده تیم، الهام بخش همه برای سخت کوشی بیشتر بود.
she was a uniter who bridged the gap between generations.
او یک متحد بود که شکاف بین نسلها را پر کرد.
the uniter of our efforts will lead to success.
اتحاد دهنده تلاشهای ما منجر به موفقیت خواهد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید