universalist

[ایالات متحده]/juːnɪ'vɜːs(ə)lɪst/
[بریتانیا]/ˌjʊnə'vɝslɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باورمند به جهانی‌گرایی
Word Forms

جملات نمونه

She is known for her universalist approach to human rights.

او به دلیل رویکرد جهان‌شمول خود به حقوق بشر شناخته شده است.

The philosopher is a strong advocate for universalist ethics.

آن فیلسوف یک مدافع قوی اخلاق جهان‌شمول است.

Universalist beliefs emphasize the commonality of all religions.

اعتقادات جهان‌شمول بر مشترکات همه ادیان تاکید دارند.

He is a universalist thinker who seeks to find common ground among different cultures.

او یک متفکر جهان‌شمول است که به دنبال یافتن نقاط مشترک بین فرهنگ‌های مختلف است.

The organization promotes a universalist approach to environmental conservation.

آن سازمان یک رویکرد جهان‌شمول به حفاظت از محیط زیست را ترویج می‌کند.

Universalist principles guide their decision-making process.

اصول جهان‌شمول روند تصمیم‌گیری آنها را هدایت می‌کنند.

The artist's work reflects a universalist perspective on beauty.

آثار هنرمند نمایانگر دیدگاهی جهان‌شمول در مورد زیبایی است.

Universalist values are at the core of their social justice initiatives.

ارزش‌های جهان‌شمول در قلب ابتکارات عدالت اجتماعی آنها قرار دارد.

She believes in a universalist approach to education that benefits all students.

او به یک رویکرد جهان‌شمول به آموزش که به نفع همه دانش‌آموزان باشد، اعتقاد دارد.

The author's writing reflects a universalist understanding of human nature.

نوشتن نویسنده نمایانگر درک جهان‌شمولی از طبیعت انسان است.

نمونه‌های واقعی

The decay of democracy does not require a move into a form of universalist idealism, but contextual realism.

فرسایش دموکراسی نیازی به حرکت به سوی نوعی ایده‌آلیسم جهان‌شمول ندارد، بلکه واقع‌گرایی متنی ندارد.

منبع: Simon Critchley - Tragedy the Greeks and Us

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید