unlatched door
در باز نشده
unlatched gate
در باز نشده
unlatched window
پنجره باز نشده
unlatched fence
نرده باز نشده
unlatched cabinet
کابینت باز نشده
unlatched latch
قفل باز نشده
unlatched box
جعبه باز نشده
unlatched hatch
درپوش باز نشده
unlatched container
ظرف باز نشده
unlatched trunk
بافه باز نشده
the gate was unlatched, allowing the dog to escape.
دروازه باز بود، به طوری که سگ توانست فرار کند.
she unlatched the window to let in some fresh air.
او پنجره را باز کرد تا کمی هوای تازه به داخل راه بیاید.
he realized the door had been unlatched all night.
او متوجه شد که در تمام شب باز بوده است.
the box was unlatched, revealing its hidden contents.
جعبه باز بود و محتویات پنهان آن را نشان می داد.
after she unlatched the cage, the bird flew away.
بعد از اینکه او قفس را باز کرد، پرنده پرواز کرد.
make sure the latch is unlatched before you open the door.
مطمئن شوید که قفل باز است قبل از اینکه در را باز کنید.
the unlatched gate swung open in the wind.
دروازه باز در اثر وزش باد باز شد.
he quickly unlatched the fence to let the kids play outside.
او به سرعت نرده را باز کرد تا بچهها بیرون بازی کنند.
the unlatched drawer spilled its contents onto the floor.
کشو باز محتویات خود را روی زمین ریخت.
she found the unlatched suitcase and checked its contents.
او چمدان باز را پیدا کرد و محتویات آن را بررسی کرد.
unlatched door
در باز نشده
unlatched gate
در باز نشده
unlatched window
پنجره باز نشده
unlatched fence
نرده باز نشده
unlatched cabinet
کابینت باز نشده
unlatched latch
قفل باز نشده
unlatched box
جعبه باز نشده
unlatched hatch
درپوش باز نشده
unlatched container
ظرف باز نشده
unlatched trunk
بافه باز نشده
the gate was unlatched, allowing the dog to escape.
دروازه باز بود، به طوری که سگ توانست فرار کند.
she unlatched the window to let in some fresh air.
او پنجره را باز کرد تا کمی هوای تازه به داخل راه بیاید.
he realized the door had been unlatched all night.
او متوجه شد که در تمام شب باز بوده است.
the box was unlatched, revealing its hidden contents.
جعبه باز بود و محتویات پنهان آن را نشان می داد.
after she unlatched the cage, the bird flew away.
بعد از اینکه او قفس را باز کرد، پرنده پرواز کرد.
make sure the latch is unlatched before you open the door.
مطمئن شوید که قفل باز است قبل از اینکه در را باز کنید.
the unlatched gate swung open in the wind.
دروازه باز در اثر وزش باد باز شد.
he quickly unlatched the fence to let the kids play outside.
او به سرعت نرده را باز کرد تا بچهها بیرون بازی کنند.
the unlatched drawer spilled its contents onto the floor.
کشو باز محتویات خود را روی زمین ریخت.
she found the unlatched suitcase and checked its contents.
او چمدان باز را پیدا کرد و محتویات آن را بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید