unled

[ایالات متحده]/[ʌnˈled]/
[بریتانیا]/[ʌnˈled]/

ترجمه

v. هدایت یا رهبری کردن بدون رهبر؛ پیش رفتن بدون رهبری شدن.؛ پیش رفتن یا حرکت کردن بدون رهبری یا هدایت.
adj. بدون رهبر؛ بدون رهبر.

عبارات و ترکیب‌ها

unled astray

گمراه نشده

unled witness

گواه گمراه نشده

unled path

راه گمراه نشده

unled sheep

گوساله گمراه نشده

unled tour

گردش گمراه نشده

unled group

گروه گمراه نشده

unled journey

سفر گمراه نشده

unled exploration

کاوش گمراه نشده

unled candidate

نامزد گمراه نشده

unled project

پروژه گمراه نشده

جملات نمونه

the company's unled growth has been remarkable this year.

رشد بدون رهبری شرکت این سال بسیار قابل توجه بود.

an unled exploration of the rainforest revealed new species.

کاوش بدون رهبری در جنگل بارانی گونه‌های جدیدی را آشکار کرد.

the unled pursuit of knowledge is a lifelong journey.

دنبال کردن بدون رهبری دانش یک سفر طولانی است.

he preferred an unled approach to problem-solving.

او روشی بدون رهبری برای حل مسئله را ترجیح می‌داد.

the unled development of the software was quite chaotic.

توسعه بدون رهبری نرم‌افزار بسیار خشک‌خون بود.

their unled investment strategy proved surprisingly successful.

استراتژی سرمایه‌گذاری بدون رهبری آن‌ها به طور شگفت‌آوری موفق شد.

the unled expansion into new markets presented challenges.

گسترش بدون رهبری به بازارهای جدید چالش‌هایی ایجاد کرد.

it was an unled experiment with unpredictable results.

این یک آزمایش بدون رهبری با نتایج غیرقابل پیش‌بینی بود.

she valued an unled style of leadership and innovation.

او سبکی بدون رهبری از رهبری و نوآوری را ارزش‌مند می‌دانست.

the unled creation of art can be truly inspiring.

ایجاد هنر بدون رهبری می‌تواند واقعاً الهام‌بخش باشد.

an unled investigation uncovered several important facts.

یک تحقیق بدون رهبری چندین واقعیت مهم را آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید