unlikeliness

[ایالات متحده]/ʌnˈlaɪk.lɪ.nəs/
[بریتانیا]/ʌnˈlaɪk.lɪ.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت غیرمحتمل بودن; چیزی که غیرمحتمل است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high unlikeliness

احتمال پایین زیاد

great unlikeliness

احتمال پایین زیاد

unlikeliness factor

عامل عدم قطعیت

unlikeliness of success

احتمال پایین موفقیت

unlikeliness of occurrence

احتمال پایین وقوع

unlikeliness increases

احتمال پایین افزایش می‌یابد

unlikeliness decreases

احتمال پایین کاهش می‌یابد

unlikeliness rate

نرخ عدم قطعیت

unlikeliness assessment

ارزیابی احتمال پایین

unlikeliness challenge

چالش احتمال پایین

جملات نمونه

despite the unlikeliness of success, she decided to try.

با وجود احتمال کم موفقیت، او تصمیم گرفت تلاش کند.

the unlikeliness of rain made the picnic possible.

احتمال کم باران، پیک‌نیک را امکان‌پذیر کرد.

his unlikeliness to arrive on time worried everyone.

احتمال کم رسیدن او به موقع، باعث نگرانی همه شد.

there was an unlikeliness that they would win the match.

احتمال کمی وجود داشت که آن‌ها مسابقه را ببرند.

she spoke about the unlikeliness of finding true love.

او در مورد احتمال کم یافتن عشق واقعی صحبت کرد.

the unlikeliness of a miracle kept her grounded.

احتمال کم وقوع معجزه، او را متصل به واقعیت نگه داشت.

in light of the unlikeliness of success, we should plan carefully.

با توجه به احتمال کم موفقیت، باید با دقت برنامه ریزی کنیم.

his unlikeliness to participate surprised everyone.

احتمال کم او برای شرکت کردن، همه را شگفت زده کرد.

the unlikeliness of the event made it even more special.

احتمال کم وقوع این رویداد، آن را حتی خاص تر کرد.

they discussed the unlikeliness of achieving their goals.

آن‌ها در مورد احتمال کم دستیابی به اهداف خود بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید