unlighted

[ایالات متحده]/ʌnˈlaɪtɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈlaɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. روشن نشده; روشن نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unlighted path

مسیر بدون نور

unlighted area

منطقه بدون نور

unlighted street

خیابان بدون نور

unlighted room

اتاق بدون نور

unlighted sign

تابلو بدون نور

unlighted zone

منطقه بدون نور

unlighted bridge

پل بدون نور

unlighted corner

گوشه بدون نور

unlighted pathway

مسیر بدون نور

unlighted exit

خروجی بدون نور

جملات نمونه

the path was unlighted, making it difficult to see.

مسیر روشن نبود و دیدن را دشوار می‌کرد.

we decided to walk through the unlighted park.

ما تصمیم گرفتیم از پارک تاریک عبور کنیم.

the unlighted street felt eerie at night.

خیابان تاریک در شب احساس ترسناکی داشت.

he was cautious while driving on the unlighted road.

او در حین رانندگی در جاده تاریک محتاط بود.

the unlighted areas of the building were unsafe.

مناطق تاریک ساختمان ناامن بودند.

she avoided the unlighted alley after dark.

او پس از تاریک شدن هوا از کوچه تاریک دوری می‌کرد.

the hikers stumbled in the unlighted forest.

گردشگران در جنگل تاریک سرگردان شدند.

unlighted signs can be dangerous for drivers.

تابلوهای خاموش می‌تواند برای رانندگان خطرناک باشد.

the unlighted path led us to a beautiful view.

مسیر تاریک ما را به منظره‌ای زیبا هدایت کرد.

they set up camp in the unlighted field.

آنها در مزرعه تاریک کمپ زدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید