unlocks

[ایالات متحده]/ʌnˈlɒks/
[بریتانیا]/ʌnˈlɑːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قفل را باز کردن؛ دسترسی را امکان‌پذیر کردن؛ فاش کردن یا نشان دادن؛ در حالت باز بودن؛ حل کردن یا رفع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unlocks potential

باز کردن ظرفیت

unlocks secrets

افشای رازها

unlocks doors

باز کردن درها

unlocks opportunities

باز کردن فرصت‌ها

unlocks creativity

باز کردن خلاقیت

unlocks knowledge

باز کردن دانش

unlocks value

باز کردن ارزش

unlocks success

باز کردن مسیر موفقیت

unlocks insights

باز کردن بینش

unlocks innovation

باز کردن نوآوری

جملات نمونه

the new software unlocks many features.

نرم‌افزار جدید ویژگی‌های زیادی را باز می‌کند.

this key unlocks the main gate.

این کلید دروازه اصلی را باز می‌کند.

education unlocks opportunities for everyone.

تحصیل فرصت‌هایی را برای همه باز می‌کند.

the password unlocks your account.

رمز عبور حساب شما را باز می‌کند.

his talent unlocks new possibilities in art.

استعداد او امکانات جدیدی را در هنر باز می‌کند.

reading unlocks a world of knowledge.

مطالعه جهانی از دانش را باز می‌کند.

this discovery unlocks the secrets of the universe.

این کشف اسرار جهان را باز می‌کند.

the app unlocks exclusive content for users.

این برنامه محتوای انحصاری را برای کاربران باز می‌کند.

her smile unlocks his heart.

لبخند او قلب او را باز می‌کند.

teamwork unlocks the potential of the group.

همکاری پتانسیل گروه را باز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید