facilitates

[ایالات متحده]/fəˈsɪlɪteɪts/
[بریتانیا]/fəˈsɪlɪteɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل یا فرایند را آسان‌تر کردن؛ به کسی در پیشرفت کمک کردن یا یاری رساندن؛ وضعیتی را ترویج یا پیشرفت دادن؛ چیزی را راحت‌تر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

facilitates communication

امکان برقراری ارتباط را فراهم می‌کند

facilitates learning

امکان یادگیری را فراهم می‌کند

facilitates collaboration

امکان همکاری را فراهم می‌کند

facilitates growth

امکان رشد را فراهم می‌کند

facilitates access

امکان دسترسی را فراهم می‌کند

facilitates development

امکان توسعه را فراهم می‌کند

facilitates change

امکان تغییر را فراهم می‌کند

facilitates innovation

امکان نوآوری را فراهم می‌کند

facilitates discussion

امکان بحث و گفتگو را فراهم می‌کند

facilitates understanding

امکان درک را فراهم می‌کند

جملات نمونه

technology facilitates communication between people.

فناوری ارتباط بین افراد را تسهیل می‌کند.

good planning facilitates the success of the project.

برنامه‌ریزی خوب، موفقیت پروژه را تسهیل می‌کند.

the new software facilitates easier data management.

نرم‌افزار جدید، مدیریت آسان‌تر داده‌ها را تسهیل می‌کند.

education facilitates personal and professional growth.

آموزش، رشد شخصی و حرفه‌ای را تسهیل می‌کند.

collaboration facilitates innovative solutions.

همکاری، ارائه راه‌حل‌های نوآورانه را تسهیل می‌کند.

the internet facilitates access to information.

اینترنت دسترسی به اطلاعات را تسهیل می‌کند.

regular exercise facilitates better health.

ورزش منظم، سلامتی بهتر را تسهیل می‌کند.

networking facilitates career advancement.

شبکه‌سازی، ارتقای شغلی را تسهیل می‌کند.

clear instructions facilitate learning for students.

دستورالعمل‌های واضح، یادگیری را برای دانش‌آموزان تسهیل می‌کند.

customer feedback facilitates product improvement.

بازخورد مشتری، بهبود محصول را تسهیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید